بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

بازاریابی تلفنی با بانک اطلاعات اصناف و مشاغل نقش مهمی در کسب ورودی و خرید نهایی از نیروی فروش در راهبردهای بازاریابی دارد. بهترین روش انجام این کار، دخالت دادن فروشندگان و مدیران آن ها در فرآیند برنامه ریزی بازاریابی مربوطه است، همچنین همواره باید خطوط ارتباطی مناسب میان فروش و بازاریابی باز باشد به طوری که فروشنده بتواند به نگرش قابل ملاحظه ای که از “خط مقدم” برای بازاریاب های درگیر در برنامه ریزی بازار راهبردی، توسعه محصول، تمام جنبه های توسعه و اجرای راهبرد ارتباطات یکپارچه به دست آمده، کمک کند.

به تازگی مذاکرات قابل توجهی درباره نزاع بین فروش و بازاریابی اصناف و مشاغل در بسیاری از سازمان ها به وجود آمده است. به این معنا که فروشنده از سیاره مریخ، بازاریاب ها هم از سیاره زهره هستند. منظور این است که تنوع اختلافات در اهداف و نقش های فروش و بازاریابی افراد، باعث پیدایش تنش و چالشی می شود که باید از بروز آن جلوگیری کرد و اگر بررسی نشود، می تواند تجربه مشتری را در بخش بهینه سازی جنبی قرار دهد. مدیریت اجرایی قدرتمند در تیم های فروش و بازاریابی همراه با فرهنگ سازمانی رابطه متقابل برای هر نقش، می تواند به سوی هماهنگی و همکاری میان فروش و بازاریابی حرکت کند. همچنین،تمرین های مشترک و منظم در تنظیم هدف و برنامه ریزی میان فروش و بازاریابی باعث افزایش تجربه مشتری از شرکت و پیشنهاد های آن می شود و در نهایت شناسایی بعضی از استانداردهای عملکرد که فروش و بازاریابی را ارزیابی خواهد کرد، به تبلیغ روحیه متقابل و توجه به تجربه مشتری کمک می کند.
احساساتی مانند برخورد اولیه را در نظر بگیرید؛ این احساسات مهم هستند، چرا که بر واکنش و رفتار اثرگذارند. در حقیقت، احساس مصرف کننده (مشتری بالقوه) می تواند تعیین کننده واکنش بعدی او باشد. احساسات باعث خرید، بازگشت مصرف کننده به مکان تجارت/فروشگاه و قضاوت در مورد قیمت محصول شما می شود. نتیجه این است که احساسات خاص، مصرف کننده را به خرید ترغیب می کنند و تجربه های احساسی از محصولات خدمات اغلب می توانند باعث وفاداری مصرف کننده شوند.
مشتریان برای تجربه کردن حالات عاطفی خاص یا رسیدن به اهداف احساسی در فرآیندی به نام برانگیختگی عاطفی خرید می کنند. احساسات می توانند باعث ایجاد لذت یا رضایت شوند و همچنین می توانند به مشتری ها این آگاهی را بدهند که خریدشان ممکن است از احساس نارضایتی یا ناراحتی آنان جلوگیری کند. احساسات بر تصمیم گیری اثر می گذارند. خرید هر چه باشد، مصرف کننده باید ارتباط عاطفی مثبتی بین خود و محصول شما برقرار کند. احساس مثبت می تواند شامل برآورده شدن یک خواسته، حمایت از ارزش ها یا احساس امنیت و حمایت باشد. می دانید که محصول تان کدام احساس را ایجاد می کند؟

همانند انگیزه، مصرف کننده (مشتری) می تواند احساس منفی و مثبتی داشته باشد که بر تصمیم خرید او اثر می گذارد.

همچنین، او احساساتی بیان نشده (فقدان امنیت و افسردگی) و بیان شده (هیجان، لذت و خوشحالی) دارد. درک تفاوت بین احساسات بیان شده و احساسات بیان نشده اهمیت دارد، چرا که اگر مصرف کننده خرید کند اما نسبت به محصول هیچ گونه احساسی ابراز نکند، باید برای درک هدف او سوالات بیشتری مطرح کنید.

مصرف کنندگان در فرآیند تصمیم گیری ممکن است با تضادهایی مواجه باشند، چرا که بیشتر اوقات در پی توجیه کردن احساسات خود هستند. اغلب این موضوع را به صورت جملات دوپهلو از جانب مصرف کننده می شنوید. مصرف کننده موضوعی را بیان می کند و کمی بعد، چیزی کاملا متضاد با گفته قبلی خود به زبان می آورد. این دوپهلو حرف زدن هنگام انتخابات بین محصولی که منطقی است و محصولی که لذت بخش است، رخ می دهد.

مثلاً فرض کنید یک مدیرعامل زن وارد نمایشگاه ماشین می شود. او توضیح می دهد که ماشینی می خواهد که نظرها را جلب کند و سریع باشد. سپس آن را انتخاب می کند؛ ماشینی مدرن با دوصندلی. هر چه معامله بیشتر به طول می انجامد، او سعی می کند خرید خود را بیشتر توجیه کند. احساس می کند که مطمئن نیست؛ اگرچه خرید او لذت بخش است، اما نمی داند که منطقی نیز است یا نه. اینجاست که سخن گفتن دوپهلو شروع می شود. فروشنده چگونه باید این موضوع را کنترل کند؟ برای تکمیل فروش، فروشنده باید به او یادآوری کند که هنگام ورود به نمایشگاه و انتخاب ماشین چه دلایلی داشت و به دنبال چه بود.