بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

یکی از چیزهایی که بشر به دنبال آن هست، موفقیت و تلاش برای رسیدن به هدف والاست. بشر رو به سوی موفقیت دارد و مشتاقانه سعی و تلاش می کند تا آن را از آن خود کند. اما چرا؟ دلیل روشن است. وقتی چیزی را بدست می آوریم، به خود افتخار کرده، حس خوبی به ما دست می دهد و به مرحله بالاتری از مهارت، احترام و فرصت ها گام می گذاریم. داشتن بعضی چیزها در زندگی الزامی است زیرا ما بشر هستیم و همیشه نیازمند و خواستار پیشرفت و تعالی.

با اینکه انسان ها برای رسیدن به هدف و علائق شان مشتاقانه تلاش می کنند، اما گاهی به آنچه که نیاز دارند و می خواهند، نمی رسند. تا به حال با چنین افرادی مواجه شده اید؟ مثلا من کسی را می شناختم که شدیدا به یادگیری موسیقی علاقه مند بود، به همین دلیل در سن ۱۴ سالگی ویولونی خرید و شروع به یادگیری کرد. اما ۸ سال بعد، نه تنها بهتر نمی نواخت بلکه نسبت به ابتدای کار، بدتر هم شده بود. در ابتدای کار، بسیار علاقه مند بود اما اکنون، ویولون در کمد خانه اش خاک می خورد.
اکثر مردم با شور و شوق فراوانی شروع به کار میکنند اما چند روز، هفته و یا ماه بعد، دلسرد می شوند و کم کم از آن کار دست می کشند. مثلا وقتی تصمیم به خواندن کتابی علمی و یا حتی ادبی می کنند، با اشتیاق و شور آنرا خریداری می کنند اما چند سال بعد وقتی به قفسه کتاب های خود نگاه می کنند، درمی یابند بسیاری از آنها را هرگز نخوانده اند.
همانطور که می بینیم هیچ مشکل و قدم اشتباهی در شروع کار وجود ندارد. هیجان زدگی و اشتیاق، یکی از راه های رسیدن به هدف است. اما مشکل اینجاست که هیجان و اشتیاق به راحتی از بین رفته و کم کم ناپدید می شوند، در نتیجه احساس می کنیم که ادامه دادن راه، بی اهمیت و بی ارزش است و سپس در میانه راه دست از کار می کشیم.

تمام کردن کاری که شروع کرده ایم، آسان نیست و نیازمند نظم و ترتیب است. گاهی اوقات واقعا مجبوریم بیشتر از حد معمول تلاش کنیم و تمرکز روی هدفمان را بیشتر کرده تا به پایان راه برسیم.
گاهی هم بخاطر طولانی بودن راه، افسرده و خسته می شویم و می خواهیم دست از ادامه کار برداریم. اما اگر هدفمان را مرور کنیم و بر آن متمرکز شویم و گام به گام جلو برویم، در نهایت به نتیجه مطلوب می رسیم.

در کل تا کاری به اتمام نرسد و نتیجه آن عملی نشده و مورد استفاده قرار نگیرد، انرژی صرف شده روی آن به ما باز نمی گردد و در نتیجه احساس خستگی و درماندگی در انتهای کار چیزی مشهود است.

همچنین در مسیر دستیابی به هدف خود، ممکن است با موانع بزرگ و زیادی رو به رو شویم، اما نباید به آنها توجه کنیم. گاهی هم مجبوریم زمانی بیش از حد انتظار صرف کنیم، اما دیر یا زود به انتهای مسیر می رسیم.

اگر با شکیبایی مراحل را تا انتهای مسیر طی کنیم، در نهایت به ارزش موفقیت خود پی می بریم و انرژی صرف شده روی کار، کاملا به ما باز می گردد.
گاهی بعد از اینکه نگرش مان را تغییر دادیم و به سوی هدفی تازه رفتیم، نمی دانیم چگونه باید راهمان را بدون خستگی و درنگ ادامه دهیم؟
این نکته ها دست شما را برای طی بقیه مسیر تغییر میدهد.
با توجه به نمونه هایی که در بالا ذکر شد، ملتزم بودن به راه های زیر، نقش مؤثری در موفقیت اصناف و مشاغل دارد.
۱- باید باور کنید که شما هم مثل دیگر انسان ها از توانمندی های بسیاری برخوردارید و از دیگران کمتر نیستید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیشتر است و نباید خود را دست کم بگیرید. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر قوت ها، جبران ضعف ها و احساس توانمندی ها شکل می گیرد.
۲- پس از مشورت با افراد ذی صلاح، با توجه به امکانات و توانمندی های واقعی خود، برای زندگی تان برنامه ریزی کنید و بکوشید هرگز بی جهت از آن برنامه و نظم سرنپیچید. اوقات استراحت، تفریح، عبادت و همه ی فعالیت ها را در این برنامه بگنجانید تا زمانی خالی نماند و توجه به فرصت بیکاری شما را به سمت تأخیر انداختن کارها سوق ندهد. به عنوان مثال سعی کنید وقت خواب خود را تنظیم کنید و هر شب سر ساعت به رختخواب بروید و با استفاده از ساعت زنگ دار و صبح سر ساعت معینی از خواب بیدار شوید. همچنین سعی کنید نمازهای یومیه را سر وقت بخوانید. صبحانه، ناهار و شام را به موقع میل کنید و همچنین در عمل کردن به وعده های خود سروقت، جدیت بیشتری نشان دهید. اگر مواردی را که ذکر شد، با تمرین و پشتکار انجام دهید، قطعاً به مهم ترین تأثیرات آن، که تقویت اراده و همچنین نظم در انجام کارهاست، دست می یابید و این دو، نقش بسیار مؤثری در موفقیت شما در انجام کارهای دقیق تر و مهم تر زندگی خواهد داشت.
۳- بکوشید برای هر رفتاری، انگیزه یی قوی داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم گیری ها و رفتارهای خویش، بطور کامل آگاه شوید.
۴- اهمال کاری، آفت بی نظمی و عدم موفقیت در زندگی است. سعی کنید در انجام کارهای جاری زندگی، اهمال کار نباشید و کارها را به تأخیر نیندازید.
۵- محیط زندگی و موفقیت کاری خود را تغییر دهید و موانع بروز اراده و فعالیت را نابود کنید؛ برای مثال در موقعیتی که به سرزنش و متهم شدن به ناتوانی و ناپختگی می انجامد، قرار نگیرید. برای تصمیم گیری ها و اقدامات خویش، امنیت روانی فراهم آورید تا بتوانید به آرامی در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود کنید و برجستگی فکری و فعالیت مناسب را از طریق سیستم آشکار کنید.
۶- هر کاری را آسان تلقی کنید؛ زیرا در برابر اراده ی پولادین انسان، همه ی سختی ها آسان می شود. به استقبال کارهای به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید که می توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت درانجام آنها را بدست آورید.
۷- رضایت خداوند را ملاک رفتار و گفتار خود قرار دهید و از تسلیم شدن در برابر تمایلات پوچ و هواهای نفسانی بپرهیزید. تسلیم شدن، اراده را ضعیف و متزلزل می کند. تقوا و رعایت حرمت دستورهای پروردگار، برای آرامش روانی و تقویت نفس و اراده بسیار سودمند است.
۸- مدتی برنامه ریزی و تصمیمات خود را با فردی ذی صلاح در میان بگذارید و از وی بخواهید مراقب باشد تا شما دچار تردید نشوید و اجرای تصمیمات خویش را به تأخیر نیندازید.
۹- از خواب زیاد، پرخوری و دیگر اسباب تنبلی و سستی اراده بپرهیزید و نگذارید دیگران به جای شما تصمیم بگیرند.

در سال‌های ایده کار در منزل در تمام دنیا رو به رشد شده. چون با افزایش مشغله و گرفتاری خانواده‌ها، مشتریان محصولات خانگی را به محصولات صنعتی ترجیح می‌دهند. به‌عنوان‌مثال در حال حاضر کمتر خانواده‌ای تمایل دارد، قند مصرفی خود را به‌صورت کله‌قند خریداری کرده و در خانه خرد کند یا خرید سبزی‌ خردشده یا خشک‌شده رواج زیادی پیداکرده است. همین موضوع فرصت‌های شغلی اصناف و مشاغل مناسبی ایجاد می‌کند.

علاوه بر تولید قند یا سبزیجات خردشده، تولید چیپس میوه گزینه سوم این کسب‌وکارهای ارزان‌قیمت است. چیپس میوه به‌عنوان یکی از تنقلات نسبتاً جدید، ارزش‌افزوده قابل‌توجهی دارد و با توجه به پتانسیل بالای ایران در تولید خشکبار، می‌تواند چشم‌انداز صادرات را نیز برای آینده کسب‌وکار کوچکتان ایجاد کند.
تجهیزات این سه مدل شغلی ارزان‌قیمت را با کمتر از ١٠‌میلیون تومان می‌توانید، تهیه کنید. با در نظر گرفتن هزینه تهیه مواد اولیه حداکثر به ١۵‌میلیون تومان سرمایه نیاز خواهید داشت. علاوه بر این، فضایی در حدود ٧ تا ١٢متر کارتان را راه می‌اندازد و اگر بتوانید بازاریابی خوبی برای محصولاتتان انجام دهید حداقل سود خالص ماهانه‌تان حدود ٢,۵‌میلیون تومان خواهد بود.
برای خرید تجهیزات چقدر سرمایه لازم است؟

برای راه‌اندازی این کسب‌وکارها نیاز به خریداری تعدادی ماشین‌آلات کوچک خانگی دارید که حداکثر ١٢متر فضا اشغال می‌کنند. در این بخش میزان کارایی هر دستگاه کوچک خانگی و میانگین قیمت آن را برایتان می‌آوریم: دستگاه‌های مختلفی برای خرد کردن قند وجود دارد که بر اساس توان تولیدشان قیمت‌گذاری می‌شوند. توان تولید دستگاه معمولاً با میزان تولید در ساعت سنجیده می‌شود. دستگاه‌های کوچک خانگی معمولاً ٢٠٠ کیلوگرم در ساعت قند خرد می‌کنند. اندازه دستگاه حدود ٢ در ٣ متر است و حداقل قیمت دستگاه‌های کوچک بین ٢ تا ۵‌میلیون تومان است.

برای خرید یک دستگاه کوچک سبزی خردکن که ١٠ تا ١۵کیلوگرم سبزی را در یک ساعت خرد می‌کند نیاز به ١,۵‌میلیون تومان سرمایه‌دارید، البته یادتان باشد موقع خرید حتماً به استاندارد بودن دستگاه توجه کنید.

در سال‌های اخیر تعداد زیادی دستگاه غیراستاندارد وارد بازار شدند که باعث ایجاد آسیب‌های جسمانی شده‌اند. علاوه بر سبزی خردکن شما به یک یخچال صندوقی برای نگهداری سبزیجات نیاز دارید. پیشنهاد می‌کنیم روی گزینه‌های دست‌دوم متمرکز شوید تا هزینه کمتری بدهید. خرید یخچال صندوقی حدود ٢‌میلیون تومان هزینه دارد. برای قرار دادن این دستگاه‌ها حداقل به یک اتاق ١٢متری نیاز دارید.

تجهیزات خشک‌کردن میوه شامل دو دستگاه خشک‌کن و خردکن (اسلایسر) میوه است. اسلایسر، میوه را برش می‌زند و خشک‌کن آن را خشک می‌کند. یک دستگاه خشک‌کن خانگی با ظرفیت ١۵٠ کیلوگرم بر ساعت حدود ۵.۵‌میلیون تومان قیمت دارد. قیمت دستگاه اسلایسر با همین ظرفیت نیز تقریباً بین ٢ تا ٣‌میلیون تومان است. برای خشک‌کردن میوه به یک یخچال صندوقی هم نیاز دارید. با این حساب مجموع تجهیزات این کار حداقل ١٠‌میلیون تومان است.

سرویس‌های خانگی

اگر فضایی مثل شرکت یک دفتر کار و نیروهای استخدامی برای خود ندارید نگران نباشید

شما می‌توانید بدون داشتن همه این امکانات کسب درآمد کنید.

نظافت منازل، پرستاری از کودکان و سالمندان نگهداری از حیوانات خانگی و تمام خدماتی که شما می‌توانید به افراد نیازمند

بدهید کارهایی هستند که شما می‌توانید از آن‌ها کسب درآمد کنید فقط کافی است مهارت نیازسنجی را یاد بگیرید.

تعمیرات و یا خدمات مبتنی بر مهارت

کسانی که عاشق کارهای فنی هستند این بهترین فرصت برای آن‌ها است تا بتوانند مهارت‌های فنی

خود را به دیگران عرضه کنند شاید شما هم در منزل وسایلی را به بهترین شکل تعمیر می‌کنید ولی

تا به الآن از این کار هیچ پولی به دست نیاوردید نگران نباشید بدون داشتن شرکت و یا دفتر می‌توانید

کارهای تعمیری مثل تعمیر لوله‌کشی ساختمان‌ها، لوازم الکتریکی و یا حتی تعمیرات لوازم منزل مثل

مبلمان و یا لوازمی که نیاز به سرویس‌های دوره‌ای دارند مانند تصفیه آب موتورخانه پکیج‌ها و … را انجام دهید

فقط کافی است باکیفیت خوب و قیمت مناسب این کارها را انجام دهید
فروش مجدد

فروش محصولات شرکت‌های بزرگ که غالباً هم این محصولات مصرفی هستند و نیاز روزمره افراد هست.

در اشل بزرگ‌تر ما به‌عنوان نمایندگان فروش از این کار یاد می‌کنیم شاید با خود بگویید که این کار نیاز به

سرمایه دارد ولی می‌توانیم از کم شروع کنیم مثلاً یک برند لوازم‌آرایشی و یا پوشاک را می‌توانیم از بازار

گرم خود یعنی دوستان، همکاران و نزدیکان خود شروع کنیم و بعد با راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی کارمان را گسترش دهیم. مشاوره احتمالاً شما هم در یک زمینه دانش و تخصص دارید که می‌توانید به دیگران هم این تخصصتان

را انتقال داده و در قبال آن پول دریافت کنید

اما چطوری؟

فرقی نمی‌کند که در چه حیطه‌ای تخصص دارید یک مهندس هستید یا یک پزشک یا وکیل هستید

یا در مورد فروش و بازاریابی و توسعه کسب‌وکار دانش لازم و کافی دارید افراد زیادی هستند که

حاضرند برای این دانش شما پول پرداخت کنند شما با آن‌ها مشاوره می‌دهید و در قبال ارائه دانش

و تخصص خود حق مشاوره دریافت می‌کنید. کانال‌های ارتباطی ارزان‌قیمت که شمارا به این مشتری‌ها

معرفی می‌کند از طریق سایت‌های مشاوره آنلاین و یا شبکه‌های اجتماعی که خودتان راه‌اندازی می‌کنید

امکان‌پذیر هستند

۱- استعدادهای بالقوه خود را شناسایی کنید

به منظور رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای، شما نیاز دارید که بانک موبایل اصناف و مشاغل شغل مورد نظر را داشته باشید. به عنوان مثال اگر علاقه دارید که در رشته خواندن فعالیت داشته باشید، باید صدای خوبی هم داشته باشید. اگر احساس می کنید که صدای چندان مناسبی برای این کار ندارید، شاید نتوانید آنطور که باید و شاید در این زمینه به موفقیت دست پیدا کنید. مثال دیگر اینکه اگر به کارهای فنی خودرو علاقه دارید و به راحتی می توانید مشکلات موتور و یا اجزی داخلی آنرا عیب یابی نموده و آنها را تعمیر نمایید، شما این توانایی را دارید که مسائل مربوط به آن را آموزش ببینید و به موفقیتی که انتظارش را دارید، دست پیدا کنید.

۲- به گذشته نگاه نکنید

همه افراد در زندگی خود اشتباه می کنند و شکست های متفاوتی را تجربه مینمایند. می توانید به خودتان بگویید که هر شکست شما را یک گام به سوی موفقیت نزدیک تر می کند. به منظور رسیدن به موفقیت، شما باید یاد بگیرید که از شکست های گذشته خود به نحو احسن استفاده کرده و از آنها درس بگیرید. هیچ گاه در زندگی خود با خاطرات گذشته زندگی نکنید. گذشته ها گذشته است و آینده ای جالب انتظار شما را می کشد. خیلی راحت به سمت جلو حرکت کنید و تصمیم های عاقلانه تری اتخاذ نمایید و از گذشته درس بگیرید.

۳- شجاعت خیال پردازی را در خود افزایش دهید

به منظور رسیدن به موفقیت شما نیازمند رویا پردازی و الهام گرفتن هستید. در مورد این مطلب که از زندگی چه می خواهید با خودتان صادق باشید. ببینید که حقیقتاً دوست دارید در زندگی چه چیزی بدست آورید و به چه چیزهایی دست پیدا کنید. به ذهنتان اجازه دهید هرچقدر که دوست دارد بزرگ اندیشی کرده و خیال پردازی نماید.

۴- برای خود نقشه کاری طراحی کنید

اگر به دنبال رسیدن به موفقیت شغلی هستید، پیش از انجام هر کاری باید برای خود یک طرح جامع تبیین نمایید. چه به دنبال شریک برای کاری که می خواهید شروع کنید باشید یا خیر، به هر حال این طرح، نقشه راه شما برای رسیدن به موفقیت می باشد. طرح شما می بایست شامل پیش بینی روند بازار، در نظر گرفتن مباحث اقتصادی، تحلیل قدرت رقبا، استراتژی های خروج، بازاریابی، و گزینه هایی برای پیشرفت باشد. حتی زمانی که به دنبال شریک سرمایه گذار هم می روید، باز هم باید طرحی برای ارائه دادن در دست داشته باشید. این امر از هر چیزی اهمیت بیشتری در بر دارد. اگر موفقیت شما جنبه ای کاملاً فردی دارد، می توانید کارهایتان را به صورت پروژه های کوتاه مدت دنبال کنید تا بتوانید به مطلوب ترین نتیجه دست بیابید.
– تسلیم نشوید

برای رسیدن به موفقیت می بایست ثابت قدم بود. حتی توماس ادیسون هم چنین فرضیه ای را رعایت می کرد. زمانیکه اولین لامپ تابان مسی را تهیه کرده بود، بیش از ۱۰۰۰۰مرتبه آنرا امتحان کرد تا توانست یک لامپ را روشن کند، هر چقدر مسائل بیشتر برایتان چالش انگیز می شوند، باید سعی کنید که تلاشتان را نیز به مثابه آن افزایش دهید.

۶- خواست – نگرشی توقف ناپذیر داشته باشید

باید آنقدر اهدافتان را در ذهن به تصویر بکشید که نسبت به آنها یک میل و خواست درونی پیدا کرده و به صورت یک وسواس در ذهن شما تبدیل شوند، به طوری که تا به آنها دست نیابید، آرام ننشینید. تحت این شرایط با احتساب به این مطلب که به طور ۱۰۰% به موفقیت دست پیدا خواهید کرد و با در نظر گرفتن این موضوع که دانش و ایمان کافی برای رسیدن به آرزوهای خود را دارید، شکی نیست که می توانید به تمام خواسته های خود جامه عمل بپوشانید.

۷- تعیین هدف و تصریح آن

شما باید جزئیات دقیق تمام اهدافی که قصد رسیدن به آنها را دارید برای خود مو به مو تشریح کنید. باید ببینید از چه راههای می توانید به آنها دست پیدا کنید. باید برای خودتان روشن کنید که دوست دارید در آینده زندگی شما به چه شکل باشد. درست مانند طراحی برنامه منسجم شغلی، اما این بار برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی می کنید. متاسفانه ۹۰% از افراد برای زندگی خود هیچ گونه برنامه ریزی خاصی ندارند. به همین دلیل است که بیشترین ثروت جهان تنها در اختیار ۱۰% از افراد است. آیا تصور نمی کنید که این افراد، همان هایی هستند که برای خود هدف تعیین می کنند؟ زمانیکه شما اهدافتان را معین نمودید، باید آنها را اظهار قطعی کنید.

۸- حد توانمندی های خود را جا به جا کنید

اگر شما میتوانید یک رویداد ۲۰ نفره را مدیریت کنید، وقت آن رسیده است که تلاش کنید یک رویداد ۱۰۰ نفره را مدیریت کنید. تا وقتی تلاشی برای افزایش حد توانمندیهای خود انجام ندهید، نمی توانید مهارت های خود را ارتقا دهید.

۹- کاری که می ترسید را انجام دهید

در راستای افزایش حد توانمندی هایتان (بند قبل) سراغ کاری بروید که از انجام آن ترس دارید. از منطقه راحت خود خارج شوید. اگر میترسید در مقابل جمع سخنرانی کنید، حتما آن را انجام بدهید. سخنرانی در مقابل جمع برای همه افراد کار راحتی نیست. انجام کاری که از آن می ترسید بعضی وقتها می تواند خیلی لذت بخش باشد.

۱۰- از شنیدن انتقادات ناراحت نشوید

به انتقاداتی که به عملکرد شغلی شما می شود به چشم بازخورد نگاه کنید. بازخورد یا فیدبک، تحلیل عملکرد شما از چشم دیگران است. حتی بازخوردهای مغرضانه نیز می تواند برای شما پیامهایی برای بهبود شرایط شغلی شما داشته باشد، ولی این کاملا بستگی به نحوه برخورد شما با انتقادات و فرد انتقاد کننده دارد.

۱۱- به دیگران بازخورد بدهید

اگر به نظر شما عملکرد همکار یا حتی مدیرتان می تواند بهبود یابد، به او بازخورد دهید. اگر مدیرتان رفتاری می کند که انگیزه تیمی را از بین می برد و ممکن است خودش متوجه این رفتار نباشد، فیدبک مناسب شما می تواند شرایط را بهبود دهد. از انتقاد کردن برای بهبود شرایط نترسید. البته حواستان باشد درست اینکار را انجام دهید.

۱۲- یاد بگیرید در جای مناسب “نه” بگویید

گفتن “نه” یکی از سخت ترین کلمات دستور زبان است. همانطور که در بند ۵ گفته شد، باید در تمامی مراحل مسیر شغلی، بدانید به کدام پیشنهادات و درخواست ها جواب مثبت دهید و به کدام یک “نه” بگویید.

۱۳- شبکه ای از افراد مورد اعتماد بسازید

بحث شبکه سازی (networking) از بحث های داغ کسب و کار است. این روزها با بالا گرفتن تب استارت آپ ها در کشور، بحث شبکه سازی نیز خیلی مورد توجه قرار گرفته است. افرادی را دیده ام که دیوانه وار دنبال شبکه سازی هستند، با همه افراد مهم ارتباط برقرار می کنند، کارت ویزیت رد و بدل می کنند و … . البته که مهمترین سرمایه اجتماعی هر فرد و کسب و کار این شبکه ها هستند، نباید در مورد شبکه سازی افراط کرد. ایجاد شبکه سخت است ولی سخت تر از آن، نگهداری و حفظ آن است. نکته مهم ایجاد شبکه ای است مورد اعتماد، به این معنی که در جاهایی از مسیر شغلی بتوانید از حضور و حمایت آنها اطمینان خاطر داشته باشید.

۱۴- درباره شغلتان با افراد صاحب نظر مشورت کنید

افراد متفاوتی می توانند به عنوان مشاور، الهام بخش ترسیم مسیر شغلی شما باشند. مدیرتان، همکارانتان یا حتی مادرتان می توانند در زمره این افراد باشند. با افراد مختلف و البته مناسب مشاوره کنید و به یاد داشته باشید شما باید تصمیم نهایی را بگرید، لازم نیست به حرف همه آنها گوش دهید، فقط الهام بگیرید.

۱۵- مطالب نامناسب مربوط به خودتان را از اینترنت پاکسازی کنید

اسم خودتان را به فارسی و انگلیسی در موتورهای جستجو (مثل گوگل) بنویسید و ببینید چه مطالب/عکس/فیلمی از شما در فضای اینترنت و شبکه های مجازی منتشر شده است. اگر خودتان محتوای نامناسب منتشر کرده اید یا اطلاعاتی که دلتان نمی خواهد بقیه بدانند وجود دارد، آن را اصلاح کنید. اگر منتشر کننده شخص دیگری است، می توانید با وی تماس گرفته و خواهش کنید محتوا را حذف کند.

محصول یا خدمت شما به بازار نیاز دارد. اگر بازاری برای محصولی که در دست فروش دارید وجود نداشته باشد، کسب‌ و کار نوپای شما محکوم به شکست خواهد بود. محدود بودن بازار یا عدم وجود آن دارای علائمی است. مثلا:

رویداد ترغیب‌کننده‌ای وجود ندارد که مشتری را به خرید محصول یا خدمت شما متعهد کند. شما نتوانسته‌اید تا ارزش محصول یا خدمت خود را به او ثابت کنید. آن دسته از نمایندگان فروش که کار خود را خوب بلد هستند، می‌گویند برای اینکه بتوانید در شرایط رقابتی امروزه محصول خود را به فروش برسانید باید خریدارانی پیدا کنید که به‌شدت نیازمند محصول شما هستند. همچنین بین مردم رایج شده است که می‌گویند فلان کالا یا محصول مانند ویتامین (داشتن آن خوب است) یا آسپیرین (داشتن آن الزامی است) است.
زمانبندی بازار غلط است. ممکن است چند سال از بازار موردنظر خود جلوتر باشید و بازار آمادگی فروش محصولات یا خدمات شما را نداشته باشد.
اندازه‌ی بازار خریدارانی که واقعا نیازمند آن محصول یا خدمات هستند و توانایی مالی برای خرید آن را هم دارند محدود است.

عدم‌نیاز بازار: هر کسب و کار نوپایی برای حل‌کردن مساله مخاطبان و مشتریان ایجاد می‌شود و اگر این اقدامات نیازهای مشتریان را برطرف نکند یعنی سودی کسب نکرده و درنهایت شکست خواهد خورد. عدم‌نیاز بازار عمده‌ترین علت شکست بسیاری از کسب و کارهای نوپاست.

اتمام بودجه: یکی از دلایل بسیار مهم شکست استارتاپ‌ها در ابتدای کار عدم‌بودجه‌ریزی و کنترل آن و درنهایت اتمام بودجه قبل از راه‌اندازی است. البته شاید هم راه‌اندازی اتفاق بیفتد ولی کمبود نقدینگی مانع بزرگی در راه پیشبرد برند و سرمایه در گردش موردنیاز برای دستیابی به اهداف خواهد بود. از این‌رو یک بودجه‌ریزی صحیح منطبق بر ساختار برنامه زمان‌بندی بوده و کنترل دائمی آن از طریق مقایسه هزینه‌های واقعی پرداخت‌شده با بودجه تعیین‌شده اقدامی حیاتی است. استارتاپ‌ها نه‌تنها ممکن است بودجه‌ای کمتر از نیازشان داشته باشند، بلکه امکان دارد بودجه زیادی داشته باشند و بی‌پروا آن را خرج کنند.

جمع آوری بانک اطلاعات اصناف و مشاغل : یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت هر استارتاپی، تیمی قوی و با انگیزه است. هزاران ایده خوب با پتانسیل درآمدزایی بالا به نتیجه نخواهند رسید مگر به کمک افرادی که برای رشد و بارورشدن آن تلاش کنند. شروع یک استارتاپ به صورت یک‌نفره یا با ترکیب تیمی نامناسب هزینه‌های زیادی در پی خواهد داشت. عدم‌وجود انگیزه کافی، مهارت یا اشتراک عقاید می‌تواند به سادگی یک استارتاپ را به انتهای راه برساند.

شکست از رقبا: بررسی رفتار و تجزیه و تحلیل واکنش رقبا در بازار کسب و کار سیگنال‌هایی به شیوه‌های متفاوت تاثیر مستقیم بر برنامه‌ریزی بازاریابی و فروش دارد. تجزیه و تحلیل رقبا به معنای شناسایی رقبا و ارزیابی استراتژی‌ها‎ برای تعیین نقاط قوت و ضعف خود نسبت به کسانی است که محصولات یا خدماتی شبیه به ما دارند. ترکیبی از جزئیاتی مانند مهارت، انگیزه یا سرمایه می‌تواند به شکست خوردن یک استارتاپ از رقیبش منجر شود.

مشکلات قیمت‌گذاری و هزینه: همواره برای پول درآوردن زمان وجود دارد، اما برای راضی کردن مشتریان همیشه دیر است. شما باید چیزی تولید کنید که آنها در حال حاضر نیازمند آن هستند. شاید بتوانیم محصولات‌مان را در ابتدا و برای جذب مشتری با قیمت مناسب‌تری تولید کنیم و در ادامه هم همین روش برای ما سودآورتر باشد. برخی استارتاپ‌ها محصولی عالی اما پرهزینه تولید می‌کنند که باعث عدم‌کارایی در فروش و کسب سود می‌شود.

محصول بد: اگر تمرکز اصلی بنیانگذاران استارتاپ روی محصول نباشد، نتیجه نهایی برای کاربر ناامید‌کننده خواهد بود. برای مثال ادامه دادن ایده‌های شرکت‌های دیگر جای هیچ پیشرفتی نخواهد داشت. اگر فردا یک شرکت جدید همانند گوگل به میدان بیاید قطعا مانند گوگل موفق نخواهد بود.

نداشتن طرح تجاری: داشتن یک ایده عالی کافی نیست؛ بنیانگذاران باید از همان ابتدا یک استراتژی برای کسب درآمد داشته باشند. تمام تلاش خود را بگذارند بر این‌که هرچه سریع‌تر فعالیت استارتاپ بزرگ شود، زیرا این قضیه مشخص می‌کند استارتاپ خواهد مرد یا به حیاتش ادامه ‌خواهد داد؟! اگر به‌موقع مقیاس فعالیت مخاطبان استارتاپ گسترش پیدا نکند، رقبا جایگاه کسب و کار را اشغال خواهند کرد. مصرف‌کنندگان نیز منتظر نمی‌مانند تا شما از پس این مساله برآیید و سریعا به سراغ رقبای شما می‌روند.

بازاریابی بد: اگر مشتریان بالقوه شما ارزش برجسته‌ای را دریابند توجه‌شان همانند آهن ربا جذب خواهد شد. به آنها انگیزه خواهد داد تا از شما خرید کنند یا صحبت راجع به شما را گسترش دهند. اگر یک ارزش برجسته ارائه دهید و مردم انگشت‌شماری از کاری که انجام می‌دهید آگاه باشند و بدانند چگونه انجام می‌دهید، صحبت‌های خوب و سازنده پیرامون شما، مثل ویروس گسترش خواهد یافت اما برخی بنیانگذاران استارتاپ‌ها به اشتباه فکر می‌کنند یک محصول خوب خودش را بازاریابی می‌کند؛ آنها مخاطبان اشتباهی را هدف قرار می‌دهند یا از طریق کانال‌های اشتباه محصول‌شان را بازاریابی می‌کنند.

عدم‌توجه به مشتری: همانند قبل اگر به نیازهای بازار و مشتری توجه نداشته باشید کسب و کار شما شکست خواهد خورد و همچنین اگر به مشتری احترام نگذارید و مشتری مورد توجه شما نباشد و حواس‌پرتی و انکار کردن، منجر به عدم توجه مناسب به مشتری و نیازهای او خواهد شد.

زمان‌بندی نامناسب: مورد اسنپ را در ایران به یاد بیاورید! اسنپ اولین مجموعه تاکسی اینترنتی در ایران بود و این یعنی عرضه زودهنگام یا دیرهنگام محصول می‌تواند به شدت به موفقیت یک استارتاپ لطمه وارد کند. البته ممکن است که هنوز آمادگی لازم برای اداره و مدیریت یک استارتاپ با رشدی بسیار سریع را نداشته باشید یا بدتر از آن، محصول قابل‌قبولی برای عرضه نداشته باشید. این استارتاپ ممکن است به شکست شما ختم شود. در مقابل هم هر چه با تاخیر بیشتری استارتاپ‌تان را راه‌اندازی کنید، پاسخ تردید‌هایتان را هم با تاخیر بیشتری درخواهید یافت. پس بهتر است با موضوع مواجه شده و هرچه سریع‌تر کارتان را آغاز کنید.

برای محاسبه‌ی CAC باید کل هزینه‌ی فروش و توابع بازاریابی‌تان (ازجمله دستمزد و حقوق کارکنان، برنامه‌های بازاریابی، تولید سرنخ، سفر و …) را جمع کنید و آن را به تعداد مشتریانی که طی آن بازه‌ی زمانی جذب کرده‌اید تقسیم کنید. برای نمونه، اگر مجموع فروش و هزینه‌های بازاریابی در سه ماه اول، یک میلیون تومان بوده باشد و شما ۱۰۰۰ مشتری را به دام انداخته باشید، آنگاه میانگین هزینه‌ای که جذب مشتری در بر خواهد داشت ۱۰۰۰ تومان خواهد بود.

برای محاسبه‌ی LTV باید به حاشیه‌ی سود خالصی نگاه کنید که درطول عمر مشتریان با آنها در ارتباط است (خالص هزینه‌های نصب، پشتیبانی و عملیات). برای کسب‌وکارهایی که یک بار هزینه دارند، انجام این کار ساده است. برای کسب‌وکارهایی که از طریق اشتراک مشتریان مرتبا عواید کسب می‌کنند، LTV را با تقسیم عواید ماهانه بر نرخ ریزش ماهانه محاسبه می‌کنیم.

از آنجا که اکثر کسب‌وکارها فعالیت‌های دیگری مثل توسعه‌ی محصول و یا فعالیت‌های اداری و ستادی دارند که به عنوان هزینه‌های اضافی فراتر از فروش و بازاریابی شناخته می‌شوند، باید CAC از LTV چند برابر کمتر باشد. برای کسب‌وکارهای SaaS (که یک نرم‌افزار را به عنوان سرویس ارائه می‌کنند) به نظر می‌رسد که اگر قرار است این رقم متوازن شود، باید حدود سه برابر باشد و اگر قرار است کسب‌وکارها واقعا سودآور باشند و پول موردنیاز خود را کسب کنند، این رقم ممکن است نزدیک به پنج برابر هم برسد.