بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

بعضی‌ها فکر می‌کنند که پیشرفت شغلی از کنترل‌شان خارج است. بالاخره، یکی باید باشد که شغل، ترفیع، یا پروژه‌ را به شما بدهد. درست است؟

خب، از یک نظر شاید این درست باشد. اما، اینکه چه‌کاری انجام می‌دهید و در زندگی به کجا می‌روید فقط به یک نفر بستگی دارد: خودتان. مشاغل بزرگ به سادگی و ناگهانی اتفاق نمی‌افتند. اگر به دنبال شغلی هستید که شما را به چالش بکشد و هیجان‌زده ‌کند باید برایش برنامه‌ ریزی کنید. مراحل زیر در این راه می‌توانند به شما کمک کنند:

مرحله‌ی۱: نقاط قوت، نقاط ضعف، انگیزه‌ها و ارزش‌هایتان را مرور کنید
توسعه‌ی استراتژیِ شغلی مانند ساختن یک ساختمان است. باید با زیربنای محکم شروع کنید و آرام آرام مسیر خود را به سمت بالا بسازید. قبل از اینکه کاری انجام دهید، باید نقاط قوت و ضعف خود را تجزیه و تحلیل کنید و بر ارزش‌ها و انگیزه‌هایتان هم تمرکز کنید.

با نگاه کردن به نقاط قوت و ضعف‌تان شروع کنید. در وظیفه‌ای که اکنون بر عهده دارید، در چه چیزی از دیگران برتر هستید؟ کدام مهارت‌ها باعث می‌شدند در مشاغل قبلی بدرخشید؟ از طرف دیگر، در کدام مهارت‌ها ضعف دارید؟ کدام کارها و وظایف برای‌تان از همه دشوارتر هستند؟ به یاد داشته باشید، نقاط ضعف و قدرت همیشه به وضوح دیده نمی‌شوند.

برای مثال، ممکن است شما در زمینه‌ی ایجاد هماهنگیِ گروهی عالی باشید، شاید این مهارت را دارید که می‌توانید دیگران را طرف‌دار خود کنید، یا شاید استعدادی در ایجاد انگیزه در افراد برای موفق شدن در یک نوآوری را داشته باشید. تمامی اینها نقاط قوت شما هستند. سپس، مواردی که در شغل‌تان به شما انگیزه می‌دهند را تحلیل کنید:

کدام وظایف، پروژه‌ها یا کارها در حال حاضر شما را هیجان‌زده می‌کنند؟
چه نوع وظایفی هستند که برای انجام دادن‌شان در آینده انگیزه دارید؟
چه ویژگی هایی از جایگاه شغلی‌تان، همکاران‌تان و یا سازمان‌تان، شما را علاقه‌مند به آن کرده است؟
از کدام مسئولیت‌ها که فعلا بر عهده ندارید لذت می‌برید؟
در اینجا استفاده از ابزاری مانند لنگرهای شغلی شِین، کدهای هولند و فرایند MPS می‌توانند به شما کمک کنند که کاری که مناسب‌تان است را پیدا کنید. حالا وقت آن است تا چیزهایی که در زندگی شاد‌تان می‌کنندرا نیز تحلیل کنید.

در آخر، ارزش‌های خود را شناسایی کنید. این کار بدین دلیل مهم است که می‌توانید از ارزش‌ها به عنوان نقشه‌ای برای هدایت تصمیمات‌تان استفاده کنید. استراتژی شغلی شما باید توسط ارزش‌ها و همچنین رویاهایتان هدایت شود. بر شناسایی پنج مورد از برترین ارزش‌های خود تمرکز کنید.
مرحله‌ی۲: مزیت رقابتی/نسبی‌تان را بشناسید
بعد از اینکه نقاط قوت و انگیزه‌هایتان را به خوبی شناسایی کردید، باید برتری‌های رقابتی‌تان را مشخص کنید. اینها کارهایی هستند که در مقایسه با اطرافیان‌تان بهتر انجام‌شان می‌دهید. یک نقطه‌ی قوت، مهارت‌های خاص، یا ویژگی‌ای که منحصر به شماست و می‌تواند به سازمان ارزش اضافه کند. دانستن مزیت رقابتی مهم است چون با استفاده از آن ویژگی یا مهارت، می‌توانید در کارتان موفق باشید. به یاد داشته باشید، برتری رقابتی همیشه کاری نیست که آن را به بهترین نحو انجام می‌دهید، بلکه کاری است که از دیگران بهتر انجام می‌دهید و یک جای خالی را در سازمان‌ پر می‌کند.

اگر پیدا کردن مزیت رقابتی‌ برای‌تان دشوار است، به عملکرد‌هایی که به تازگی داشته‌اید فکر کنید. آیا رئیس‌تان به طور مرتب شما را برای مهارت خاص یا ویژگی‌ یا موفقیتی تحسین و تمجید می‌کند؟ اگر جواب مثبت است، پس این شاید بتواند نشانه‌هایی از برتری رقابتی‌ را در اختیار شما قرار دهد. همچنین می‌توانید به نقاط قوتی که در مرحله‌ی اول شناسایی کردید هم نگاهی بیندازید و نظرات همکاران، مشتریان یا حتی دوستان‌تان را در این مورد جویا شوید.

افرادی که به کسب و کارهای خانگی مشغول هستند، از مزایای زیادی برخوردار هستند که از جمله این مزایا می‌توان به ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه‌های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه و ایاب و ذهاب، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده و ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد- شاگردی بین اعضای خانواده و بسیاری فواید دیگر اشاره کرد.

مشاغل خانگی در زمینه‌های مختلف وجود دارد که می‌توان به نمونه‌هایی از آن که شامل صنایع دستی، فرش دستباف و رشته‌های مرتبط به صنایع، تجارت الکترونیک، امور تولیدات دامی، شیلات، صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی، عشایری، امور تولیدات گیاهی، در بخش تولیدی( صنعت و خدمات)، فعالیت‌های فرهنگی و هنری است، اشاره کرد.

افراد زیادی راغب به انجام مشاغل خانگی هستند، اما اطلاعات کافی در این زمینه ندارند. در ابتدا شخص درخواست کننده، در فرم ثبت نام، شغل مورد نظر خود را می‌تواند پیشنهاد دهد که بعد از بررسی و در صورت تصویب به فهرست مشاغل خانگی اضافه خواهد شد.

نحوه فعالیت در مشاغل خانگی به شکل‌های مختلف انجام می‌شود. یکی از این راه‌ها انجام فعالیت به صورت کارمزدی برای کارفرمای خارج از محیط مسکونی است و دومین راه انجام فعالیت مستقل اعم از تامین مواد اولیه تا عرضه محصول به خارج از محیط مسکونی و در آخر انجام فعالیت به صورت تعاونی و یا مشارکت با بنگاه‌های بالا دستی تامین کننده مواد اولیه و عرضه محصول آنان در بازار ترجیحا به صورت کسب و کار خوشه‌ای است، لازم به ذکر است که باید از قبل به همه این فعالیت‌ها مجوز داده شود.
وقتی تصمیم می‌گیرید که از شغل اداری منظم، به خوداشتغالی تمام وقت تغییر وضعیت دهید، شاید از واقعیت‌های موجود چشم‌پوشی کنید. در اینجا دیدگاه‌هایی در مورد وضعیت خوداشتغالی ارائه می‌کنیم که شاید در مسیر جدیّت و اشتیاق شما به این تغییر، نادیده گرفته شده باشند.

من به هیچ‌کس جز خودم، پاسخ‌گو نیستم. وقتی کسب‌وکار خودتان را راه می‌اندازید، نه به مقامات دولتی، بلکه به آدم‌های زیادی، مثل مشتریان، تأمین‌کنندگان، کارکنان و سایر ذی‌نفعان پاسخ‌گو هستید. به‌عنوان صاحب کسب‌وکار، مسئولیت‌های بسیار بیشتری دارید که باید به بهترین نحو انجام دهید و با فشار‌هایی که برای راضی نگه داشتن همه‌ی افرادی که در موفقیت کسب‌وکارتان از اهمیت برخوردارند نیز مواجه هستید.

کنترل بیشتری روی وقت خود دارم. خیلی از افرادی که در خانه کار می‌کنند یا استارت‌آپ دارند، متوجه می‌شوند که در مقایسه با همتایان اداری‌شان، ساعات بسیار طولانی‌تری باید کار کنند. اگر شما به‌عنوان صاحب کسب‌وکار این کار را انجام ندهید، هیچ‌کسی آن را انجام نخواهد داد. وقت‌ شما تماما صرف مسائل جزئی و عمده‌ای می‌شود که نیاز به توجه دارند، مثل ارسال و پاسخ به ایمیل‌ها، توجه به مدیریت و سایر موارد. پس برای کاری بسیار سخت آماده باشید!

مدیریت کسب‌وکار خودم، از کار برای سازمان‌ها آسان‌تر است. برای مدیریت کسب‌وکار خود، باید فردی چند وجهی باشید که از تمامی مهارت‌ها و استعدادهای لازم برای موفقیت در کسب‌وکار برخوردار است. معمولا کار در یک سازمان یعنی فقط مسئول یکی از فعالیت‌ها هستید، مثل فروش، بازاریابی، حساب‌رسی یا تولید. اما وقتی به خودتان متکی هستید، باید کل صحنه را تا کوچک‌ترین جزئیاتش مدیریت کنید (حداقل تا زمانی که کسب‌وکار پا می‌گیرد).a

این روزها شاهد حضور جمع وسیعی از کاربران گوشی های هوشمند در شبکه های اجتماعی هستیم. این امر تا جایی پیش رفته است که بسیاری از صاحبان مشاغل و مدیران شرکت ها با استفاده از حضور گسترده کاربران، سعی در معرفی محصولات و خدمات خود دارند.

اخیرا در یکی از مجلات مشهور با نام نکست وب در رابطه با تأثیر شبکه های اجتماعی بر گسترش و توسعه کسب و کارهای دیجیتالی گزارشی انجام شد که در آن از شبکه های اجتماعی به عنوان یک منبع قدرت بی همتا برای معرفی و تبلیغات محصولات یاد شده است.
بر این اساس برآورده شده است که میزان کاربران شبکه های اجتماعی تا ۳ میلیارد نفر خواهد رسید که این تعداد می تواند بر توسعه و رونق کسب و کارهای دیجیتالی تأثیرات شگرفی بر جای بگذارد. در حال حاضر وجود گوشی های هوشمند دسترسی کاربران را به اینترنت تسهیل کرده است که همین امر موجب شده بسیاری از شرکت ها به فکر بهره برداری از این فرصت باشند. آنها بدون هیچ معطلی اقدام به راه اندازی کمپین های تبلیغاتی کرده اند که در آن اطلاعاتی در رابطه با خدمات و تولیدات در اختیار طرفداران کمپین قرار می گیرد. تکرار مداوم نام تجاری یا برند موجب می شود مخاطب با آن همنوا شود و پس از مدتی برای خرید محصولات اقدام کند.

این امر به تدریج بسیاری از کاربران را از حالت بالقوه به مشتریان وفادار تبدیل می کند. امروزه مشتریان به طور چشمگیری رفتارهای شان را همراستا با تکنولوژی و محیط اقتصادی دنیا تغییر می دهند. آنها حجم زیادی از اطلاعات را به دست می آورند، از محصولات با خبر و با آنها آشنا می شوند و اعتمادشان را نسبت به تبلیغات از دست می دهند. محصولات و خدمات سفارشی را ترجیح می دهند و کانال های خرید خود را تغییر می دهند.

بنابراین کسب و کارها برای بقای خود مجبور به اصلاح یا حتی تغییر استراتژی های تبلیغاتی خود برای از عهده بر آمدن تغییرات، حقایق و رفتارهای مشتریان خود هستند. شبکه های اجتماعی در سال های اخیر جایگاه قابل توجهی در اینترنت پیدا کرده اند و به رده پربیننده ترین های فضای مجازی راه یافته اند. گرایش به سایت های شبکه های اجتماعی در سراسر دنیا همچنان رو به رشد است.

شبکه های اجتماعی با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند اما در زندگی روزمره افراد نقش بسیار پررنگی داشته اند و بسیاری از کاربران روزانه حداقل یک بار به صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی که عضو هستند سر می زنند. به همین خاطر توجه به آنها از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است. در ادامه به شبکه های اجتماعی محبوبی اشاره می کنیم که می توان برای بازاریابی کسب و کار و دستیابی به مشتریان جدید از آنها استفاده کرد.
– شبکه های اجتماعی ابزار قدرتمندی برای پیشبرد اهداف مسئولان روابط عمومی و بازاریابان هستند زیرا می توانند دسترسی به افراد تأثیر گذار را تسهیل کنند، به مشتریان پشتیبانی آنلاین بدهند و کاربران فعال را به یکی از منابع قدرتمند تبلیغات کسب و کار تبدیل کنند.

– امروزه وفاداری مشتریان، کلید موفقیت تجاری محسوب می شود. با افزایش وفاداری مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی بالا می رود. درک بازار با برنامه ریزی و اتخاذ استراتژی های مناسب جهت وفادار سازی مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آنها منافع بلندمدت برای بنگاه های اقتصادی به وجود می آورد. توجه داشته باشید که بازاریابی شبکه های اجتماعی نوعی از بازاریابی است که تمرکز روی مخاطبان و برقراری ارتباط با آنها اولویت دارد نه روی فروش مستقیم محصولات و خدمات. شرکت ها باید از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای برقراری ارتباط با مخاطبان خوداستفاده کنند و این یعنی وفادار سازی مشتریان.

– یکی دیگر از مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها، کاهش هزینه های بازاریابی است. در شبکه های اجتماعی از بودجه های سنگین تبلیغاتی و برندینگ از طریق رسانه های جمعی و چاپی خبری نخواهد بود. استفاده از شبکه های اجتماعی این امکان را برای کسب و کار ها فراهم می کند که بتوانند به اطلاعات ارزشمندی از مخاطبان و بازدیدکنندگان خود دست یافته و آنها را آنالیز و بررسی کنند.

– بازاریابی محتوا به صورت حرفه ای از طریق شبکه های اجتماعی روشی است که برای انتقال اطلاعات به مخاطبان و مشتریان استفاده می شود. اگر شما از این روش استفاده کنید باعث می شود با اطلاعاتی که در زمینه فعالیت تان منتشر می کنید به منبع اطلاعاتی مناسبی در آن صنعت تبدیل شوید. بدین صورت مخاطبان تان مطالب شما را نیز منتشر می کنند و افراد دیگر نیز علاقه مند می شوند با کسب و کار شما آشنا شوند.
زمانی تبلیغات اینترنتی تنها شامل پاپ آپ های آزاردهنده و بنرهای بی ربطی بود که سراسر وب را تسخیر کرده بودند و اگر گوگل با دابل کلیک از راه نمی رسید، هیچ مشخص نبود که این بازار جذاب به چه سیاه چاله ای فرو می افتاد. اما حالا بنرهای تبلیغاتی در غرب،‌ خود را در خطر موج عظیم تبلیغات شبکه های اجتماعی جذابی مثل فیس بوک و اینستاگرام می یابند. تبلیغاتی که شما را دقیقا مشابه یک دیجیتال مارکتر حرفه ای قادر می سازد تا بر اساس سلایق خود آنها را برنامه ریزی کرده و با هدفگیری مخاطبی خاص، بهترین نتیجه را کسب کنید.

اما سیاست مسئولین امنیتی ایران در قبال شبکه های اجتماعی بیشتر از منظر قدرتی است که این شبکه ها به مردم برای انتشار هر شکلی از محتوا می بخشند. از آنجایی که حد این قدرت گاهی تا مرزهای بی نهایت پیشروی می کند، برای همین می توان دغدغه ی مسئولین امنیتی را تا حدودی منطقی دانست و به آنها حق داد که نسبت به فیلتر کردن شبکه های اجتماعی بزرگ و قدرتمندی مثل فیس بوک اقدام کنند. اما گذشته از اینکه چه راهکار و روش هایی را می توان بجای فیلتر کردن شبکه های اجتماعی انتخاب نمود، می بایست تاثیر این فیلترینگ را بر فضای کسب و کار ایران در نظر گرفت. تاثیری که تا حدودی سنجش اندازه ی آن مبهم و نا دقیق است. چراکه ما پیش از ورود به بازار تبلیغات فیس بوکی، بستر بهرمندی عمومی از آن را مسدود کرده ایم.

شاید این جمله را زیاد شنیده باشید که: ما پیش از فیس بوک نیز از کسب و کار پول در می آوردیم و پس از آن هم بدون فیس بوک می توانیم از کسب و کار پول درآوریم. اما این جمله تا حد زیادی غیر معقول است. به این جهت که کسب درآمد از فیس بوک یک چیز است و برندسازی مسئله ای دیگر. بهرمندی از شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک علاوه بر ارزان سازی برندسازی در حجم کلان،‌قادر است تا با بهره گیری از شخصیت های در سایه، محصولات و خدمات تولید داخل را به موج عظیمی از مردم در سراسر دنیا معرفی کنید. فرصتی که کسب و کارهای ایرانی از آن محرومند و همین مسئله فروش خدمات و محصولات آنها را در بیرون از مرزهای ایران دچار مشکل کرده است.

اگرچه نمی توان حد و اندازه تلگرام را در قد و قواره ی یک شبکه اجتماعی سنجید، اما خرده کسب و کارهای تلگرامی طی این سه سال درآمد خوبی برای خود اندوخته بودند و با افزایش مخاطبان بستر مناسبی را برای اجرای پروژه های برندسازی در این برنامه ی ارتباطی رقم زده بودند. نباید فراموش کنیم که تلگرام تنها یک برنامه ارتباطی است و نه یک شبکه اجتماعی. پس اگر یک برنامه ارتباطی قادر است چنین حجمی از تبلیغات و برند سازی را در اختیار ما قرار دهد، پس شبکه های اجتماعی قدرتمندی مثل فیس بوک در بسیاری از موارد راهگشا و کارساز ترند.

برنامه شما ممکن است در مسیری صاف و مستقیم پیش نرود. خیلی به‌ندرت پیش می‌آید که مسائل، دقیقا مطابق برنامه‌ریزی یا انتظارات فرد اتفاق بیفتند. زندگی، پر از پیچیدگی، پیچ‌و‌خم و فرصت‌های جدید است. زندگی همچنین پر است از شکست، اما این بدان معنا نیست که باید تسلیم شوید. بهتر است با گام‌های کوچک جلو بروید و همان‌طورکه به هدفتان نزدیک‌تر می‌شوید، از آن اقدامات و تجربیات درس بگیرید.
ممکن است در زندگی‌تان به بن‌بست برسید. شاید مجبور شوید به شغلتان پایان دهید، شغلی که فکر می‌کردید شما را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد، اما این‌طور نبود. فقط به یاد داشته باشید هیچ جدول ‌زمانی‌ای وجود ندارد. به پیشرفت‌های کوچک به‌سمت اهدافتان ادامه دهید و از هر بن‌بست و رشد جدید در زندگی‌تان درس بگیرید.
برای زندگی‌تان برنامه‌ بنویسید
برنامه زندگی، طرحی کتبی و رسمی است که می‌توانید برای برنامه‌ ریزیِ بخش‌های مختلفِ زندگی‌تان ازجمله شغل، محل زندگی، افراد دوروبرتان و چگونگی گذراندن وقت، از آن استفاده کنید. نوشتن برنامه زندگی، می‌تواند در رسیدن به اهداف خاص یا شناسایی بخش‌هایی از زندگی‌تان که دوست دارید تغییر کنند، به شما کمک کند. برنامه زندگی به شما کمک می‌کند زندگی‌تان را به‌شیوه دیگری ببینید.
دیدن جنبه‌های مختلف آن روی کاغذ ممکن است به شما کمک کند ایده‌های‌تان را اولویت‌بندی کند و ازنو سامان بدهد. همچنین آوردن برنامه زندگی روی کاغذ به شما کمک می‌کند اهداف و خواسته‌های مشابهتان را ببینید.

پشتیبان داشته باشید
در هنگام تلاش برای ایجاد هرگونه تغییر در زندگی، بسیار مهم است که از سیستم پشتیبانی برخوردار باشید یا افرادی در دسترستان باشند که در صورت نیاز بتوانید از آنها کمک بگیرید. بخش مهمی از برنامه ریزی برای تغییر، آن است که بدانید هنگام بروز شرایط دشوار، برای جلب کمک و حمایت دقیقا سراغ چه کسی باید بروید. درمورد برنامه زندگی و آنچه می‌خواهید تغییر دهید، با افراد بسیار نزدیک‌تان صحبت کنید.
فهرستی از افرادی تهیه کنید که می‌دانید در صورت گرفتارشدن، می‌توانید به آنها تکیه کنید. درمورد تغییرات آتی در زندگی‌تان، هرقدر ممکن است، اطلاعات جمع کنید. به داستان‌های موفقیت سایر افراد گوش کنید. از دیگران بپرسید چه روش‌هایی را در برنامه ریزی زندگی و ایجاد تغییرات به‌کار گرفته‌اند و چه موانعی را پیش‌بینی کرده‌اند.

منابع و گام‌های برنامه را مشخص کنید
برای برخی تغییرات و برنامه‌های زندگی، به منابعی برای شروع هر مرحله نیاز خواهید داشت. ممکن است لازم باشد چند کتاب بخرید، بودجه‌ای تعیین کنید، مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید یا از کمک دیگران استفاده کنید. همچنین ممکن است لازم باشد مشخص کنید که چگونه بر موانع خاص غلبه می‌کنید. بعد از شناسایی آنچه برای شروع نیاز دارید، برنامه موردنظرتان را آغاز کنید و مرحله‌به‌مرحله پیش ببرید.
به‌عنوان‌مثال، اگر برنامه زندگی شما شامل سالم‌ترشدن است، ممکن است اولین گام، آشنایی با روش‌های آشپزی و غذاهای سالم‌تر باشد و سپس تصمیم گیری برای خوردن یک وعده سبزیجات در روز. باید به‌آهستگی به‌سمت هدف‌تان حرکت کنید تا از پا نیفتید و فرسوده نشوید. مثال دیگر، داشتن برنامه‌ای است که شما را به رژیم‌ غذایی سالم‌ هدایت می‌کند. برای انجام این کار، باید منابع موردنیازتان را شناسایی کنید، مانند کتاب‌های تغذیه، تخصیص بودجه برای انواع مختلف مواد‌غذایی و کمک‌خواستن از خانواده‌تان، چون تغییر در مواد غذایی روی آنها نیز اثر خواهد گذاشت.
۱٫ یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.

۲٫ یک زندگی برنامه ریزی شده، رویاهای شما را قابل دسترس قرار می دهد. اگر تابه حال رویاهایتان برایتان غیرممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این خاطر بوده شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید. برنامه ی زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد.
۳٫ یک زندگی برنامه ریزی شده، کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. درد ست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.

۴٫ یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

۵٫ یک زندگی برنامه ریزی شده به شما هدف می دهد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

۶٫ یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما شور و اشتیاق می دهد. موفقیت تحقق پیش رونده ی یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.