بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

اپلیکیشن پیام‌رسان واتس اپ امروز اعلام کرد که قابلیت مکالمه و چت تصویری و صوتی گروهی را رسما به پلت‌فرم خود اضافه کرده است.

به گزارش وب سایت phoenarena ، تقریبا دو ماه پیش بود که فیس‌بوک در جریان کنفرانس و رویداد توسعه‌دهندگان اف ۸ (F۸ developers) اعلام کرد می‌خواهد قابلیت جدید مکالمه و چت تصویری و صوتی گروهی بیش از دو نفر را به زودی به پلت‌فرم واتس اپ اضافه کند.

بسیاری از کاربران قبلا در فضای مجازی از نبود چنین قابلیت مفید و کاربردی در این پیام‌رسان نارضایتی خود را اعلام کرده بودند و از واتس اپ درخواست کرده بودند که هرچه سریع‌تر چنین قابلیتی را اضافه کند. حالا به نظر می‌رسد که آن دسته از کاربرانی که در انتظار افزوده شدن این امکان به واتس اپ بودند، از شنیدن چنین خبری بسیار خشنود و خوشحال خواهند شد.

بر اساس گزارش‌های منتشره، کاربران واتس اپ به طور متوسط ۲ میلیارد دقیقه در روز را به استفاده از این پیام‌رسان می‌گذرانند. بنابراین افزوده شدن مکالمه تصویری و صوتی به صورت گروهی می‌تواند تا حد زیادی رضایت کاربران واتس اپی را جلب و به افزایش محبوبیت آن کمک بسزایی کند.

کاربران به منظور فعال‌سازی این قابلیت گروهی، باید در ابتدا با یک نفر شروع به مکالمه تصویری یا صوتی کند. سپس با فشردن و لمس یک گزینه در قسمت بالا سمت راست صفحه، قادر خواهند بود یک نفر سوم را نیز به مکالمه خود بیفزایند. این قابلیت افزودن افراد تا سقف چهار نفر را دارد.

کاربران به منظور دسترسی به این قابلیت جدید، باید به فروشگاه آنلاین و اینترنتی گوگل پلی استور و اپل استور اپل مراجعه و آخرین نسخه به روزرسانی شده اپلیکیشن پیام رسان واتس اپ را دریافت کنند.

اپلیکیشن پیام‌رسان واتس اپ که یکی از محبوب‌ترین و پرطرفدارترین پیام‌رسان‌های جهان است، نیز از قابلیتEncryption End- to End یا رمزنگاری پیشرفته پشتیبانی می‌کند و از پروتکل‌های پیشرفته‌ای برای حفظ حریم شخصی کاربرانش برخوردار است.

شرکت فیس‌بوک با در اختیار گرفتن و تصاحب شرکت واتس‌اپ در سال ۲۰۱۴، ۱۹ میلیارد دلار کسب کرد و از آن زمان تاکنون نیز با معرفی و افزودن قابلیت‌های جدید بدنبال جذب و حفظ طرفداران این پیام‌رسان بوده است .طبق تازه‌ترین آمار منتشر شده در ژانویه ۲۰۱۸، پیام‌رسان واتس اپ هم اکنون میزبان حدود ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه است.

برخلاف بسیاری از نظریه ها و نگاه کارشناسان که معتقدند سوپرمارکت ها جمع می شوند و رقابت را به فروشگاه ها واگذار می کنند، من تصور می کنم سوپرمارکت های مقاوم و علاقه مند به کار خود در ایران ناگزیر خواهند شد رو به ابزار و روش های های بهینه شده برای بازاریابی و فروش خود بیاورند. شاید در حال حاضر خرید کالایی که ۱۰ روز تا انقضایش باقی مانده یک ارزش برای مشتری محسوب بشود، اما ما هر روز شاهد تغییر ذائقه مشتریان به وسواس و دقت در حفظ سلامت خود و خواهان امتیازات بیشتر هستیم.

به عنوان نمونه در آموزش ها و مشاوره های تخصصی به یک رستوران دار در بخش روش های جذب مشتری در رستوران، همواره بر کیفیت و بهداشت غذا تاکید می شود ولی می بینیم عناصری چون موسیقی زنده، اینترنت وای فای رایگان و یک شکل ظاهری زیبا بر جذب مشتری برای فروش بیشتر تاثیر دارد و به همین صورت راه های جذب مشتری در آرایشگاه. آرایشگاهی را در شرق تهران می شناسم که برای مشتریان خود، سیستم ارتباطی راه اندازی کرده و ابزارهای ارتباطی را به نحو مهندسی شده به گونه ای به کار می گیرد که از میدان آزادی هم برای اصلاح پیش او می آیند.

جذب مشتری با نحوه برخورد با مشتری ارتباط نزدیکی دارد ولی باید به مسائل دیگر بازارهای به شدت رقابتی و در تلاطم امروز نیز دقت کنیم. در مثال رستوران، گاهی اوقات یک متن تبلیغات نادرست به طور کلی نام رستوران را در یک شهر یا حتی منطقه برای همیشه نابود می کند یا از جهت مثبت آن نیز یک ایده خوب و حتی ساده، تجربه ای به یادماندنی در ذهن مشتری خلق می کند.

رستوران داری موفق یعنی تهیه غذایی که پیتزا و فست فودی به جز سوسیس و کالباس های پرنمک و مواد سمی به شما تحویل دهد! یا به همین صورت در مثال آرایشگاه: تراکت تبلیغاتی آرایشگاه مردانه و زنانه با یکدیگر باید تفاوت داشته باشد ولی چگونه؟ بازاریابی آرایشگاه زنانه چه چالش هایی نسبت به آرایشگاه مردانه دارد؟ مشاهده می کنیم مدیریت اطلاعات بسیار بااهمیت است.

به سوپرمارکت برمی گردم. به نظر شما درصد سرمایه گذاری یک سوپرمارکت چقدر باید باشد؟ آن هم با در نظر گرفتن رقابت سنگین فروشگاه های زنجیره ای؟ کمترین سرمایه گذای برای سوپرمارکت چندین میلیون تومان است و از طرف دیگر کرایه ماهانه، سود خود مغازه دار، خریدهای بعدی و هزینه های پیش بینی نشده، پس ابزارهای نظیر ارزان فروشی هم الزاما به معنی راه حل برای افزایش فروش محسوب نمی شود. شناخت اجناس مورد نیاز سوپرمارکت، قیمت یخچال، هزینه های جانبی یخچال، طراحی سوپرمارکت، فروش های تلفنی، پیک رایگان و… نیز بخش هایی از قسمت های مختلف کسب و کار سوپرمارکت هستند.

با گفتن نکات بالا در نهایت این پرسش مطرح است که آیا با شرایط فعلی، افزایش فروش سوپرمارکت رویایی ساده است یا تلاشی جانفرسا با هزینه های فراوان؟

در پاسخ تحلیلی به این پرسش که تیتر مطلب ما را هم شامل می شود باید گفت سوپرمارکت ها در صحنه رقابت جدید هم می توانند دوام بیاورند اما با شرایط و رعایت پارامترهایی از قبیل:

۱- حفظ ارتباط با مشتریان به بهترین شکل ممکن و با کمک متخصصان کارآزموده

۲- افزایش کیفیت کالاهای فروشی

۳-تاکید بر معیارهای انسانی بازاریابی

۴-توجه به مکان و فضای سوپرمارکت به عنوان یکی از امتیازات مهم رقابتی

۵- خدمات ارزش افزوده به مشتریان (نظیر پیک رایگان برای اهالی محله و ایجاد سیستم بازاریابی بهینه شده)

۶- استفاده از طراحی های تخصصی فروشگاهی به منظور ایجاد حس بهتر برای مشتری.

با وجود ظاهر اولیه، فروشگاه های زنجیره ای به زودی آنقدر در رقابت بین خود درگیر می شوند که از فرصت طلایی به دست آمده، سوپرمارکت ها چون جنگجویان چریکی بیشترین بهره را خواهند برد. شاید تنها و تنها یکی از چالش های بزرگ آینده رقابت بین سوپرمارکت ها و فروشگاه ها، خرید های جمعی سوپرمارکت ها باشد.

تصور کنید ۱۰۰سوپرمارکت اقدام به خرید گروهی کالاهای مورد نیاز خود بکنند، شاید خنده دار و ناممکن به نظر برسد ولی آیا می‎شود گفت این اقدام بعید است؟

تمامی شش مورد یادشده در بالا هرکدام به تنهایی می توانند چالش های متعددی برای فروشگاه های زنجیره ای و هایپرمارکت ها ایجاد کنند. ان شاءالله در مطالب بعدی بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.
۷- تصمیم گیری

به عنوان صاحب یک مغازه، شما مدیریت آن را نیز برعهده دارید و بنابراین باید توان تصمیم گیری داشته باشید. مدیریت منابع، انتخاب شیوه خدمت رسانی به مشتریان، فروش های فوق العاده و ساعات کاری از جمله مواردی هستند که شما باید در مورد آنها تصمیم بگیرید. به خاطر داشته باشید که هر تصمیم شما می تواند به موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کار منتهی شود.

۸- انصاف

شیوه رفتار با کارکنان می تواند سرنوشت کسب و کار شما را تعیین کند. سعی کنید با آنها منصف باشید و به آنها اجازه پیشرفت بدهید. به همان اندازه که ارزش دارند به آنها دستمزد بدهید. اگر فروشنده شما حس کند که ارزش کارش را درک کرده اید، انگیزه بیشتری برای بهتر کار کردن خواهد داشت. با کارکنان خود به درستی رفتار کنید و آنها نیز در به موفقیت رسیدن کسب و کارتان به شما یاری خواهند رساند.

۹- تصویر

مشتریان برای اینکه از شما خرید کنند یا خیر به تصویری که خود ارائه می دهید، توجه می کنند. نام کسب و کار، صفحه اینترنتی آن، بیلبوردهای تبلیغاتی شما، همه و همه در شکل گیری تصویر مشتری از شما تاثیر دارند. وب سایتی که مدت هاست به روز نشده، از رغبت مشتری برای مراجعه به شما می کاهد.

در قرن حاضر اطلاعات حکم طلا را دارد. اطلاعات ابزاریست که به ما اجازه می‌دهد شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) را لمس کرده، به مقادیر هدف CPA (هزینه هر کلیک) دست یافته و برای مشتریان خود درآمدزایی کنیم. اطلاعات به ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که کدام کانال عملکرد قابل قبولی دارد و چگونه می‌توان مصرف کنندگان را نسبت به خرید تشویق و ترغیب نمود تا ضریب تبدیل افزایش یابد. امروزه شرکت های بازاریاب تحلیل گرانی استخدام نموده اند که تمام وقت خود را صرف خیره شدن به اطلاعات و داده ها می‌کنند تا سرانجام راهکاری مفید برای استفاده کاربردی و بهینه از این اطلاعات ارائه کنند. اطلاعات می‌توانند در عین حال که خوب و مفیدند، پیچیده و نفس گیر باشند. در هر حال افزایش روز افزون این اطلاعات یک اثر جانبی مهم و ناخواسته به همراه داشته؛ بازاریاب ها و برندها برای طراحی و توسعه یک استراتژی تا حدی به این اطلاعات وابسته شده اند که رسالت و مأموریت اصلی خود را از یاد برده اند.
رسانه های اجتماعی یکی از بهترین راه انتشار و توزیع محتوا در کسب وکارهاست و به عنوان کانال توزیعی کارامد می تواند ترافیک و سرنخ های خوبی به سمت وب سایت ها سرازیر کند و از طرف دیگر با ارائه محتوای مناسب در رسانه های اجتماعی میزان اثر بخشی محتوای تولید شده بیشتر می شود و گردشگر برای خرید پکیج، رزو هتل و بلیط هواپیما انگیزه ی بیشتری پیدا می کند. اما نکته مهمی که در این قضیه مستتر است این است که باید محتوای درست در کانالی توزیع شود که مخاطب آن وجود دارد برای مثال اگر پکیج تور شما مختص مدیران شرکت های بزرگ است بهترین رسانه اجتماعی لینکدین است اما اگر هدف نسل هزاره سوم است(بازه سنی۱۸الی۳۵) اینستاگرام بهترین کانال توزیع است. پس محتوای مورد نظر را باید با کانال توزیع یکپارچه کرد تا بازاریابی محتوایی شما در حوزه گردشگری اثربخشی خود را حفظ کند.

همیشه گفته اند که یک عکس هزار کلمه حرف دارد و این به این معنی است که محتواهای بصری، اثرگذاری بیشتری دارند و در این میان اینفوگرافیک ها امروزه در دنیای کسب وکارها اهمیت ویژه ای کسب کرده اند، به خصوص زمانی که سخن از امار وارقام است و باید اطلاعات زیادی را در حجم و زمان کم ارائه داد. قطعا اینفوگرافیک ها پاسخی کاربردی به این نیاز است و در برنامه بازاریابی محتوایی برای تهیه محتوا، عکس ها و اینفوگرافیک ها می توانند پیشنهاد های موثری برای کسب وکار های گردشگری باشد. مخصوصاً برای تهیه اینفوگرافیک وب سایت Visual.lyمی تواند در تهیه محتواهای بصری و اینفوگرافیک ها ابزاری کارآمد باشند. از طرف دیگر باعث افزایش برنامه بازاریابی محتوایی و ارتقای رتبه بندی سایت و رسانه های اجتماعی می شود.
یکی از مهم ترین شاخص های اثر بخشی بازاریابی محتوایی در حوزه گردشگری این است که مسافران و گردشگران تا چه اندازه نسبت به محتوا تولید شده واکنش نشان می دهندو به اصطلاح به چه میزان درگیر محتوای تولید شده هستند و از سمت دیگر از خاطرات، سفرها و محتوای تولید شده تا چه حد تمایل به اشتراک گذاری محتوا دارند. در واقع کسب وکارهای گردشگری موفق هستند که گردشگران و مشتریان این کسب وکارها؛ عکس ها،فیلم های گرفته شده در سفر خود را به اشتراک بگذارند و با این کار ؛ کسب وکارهای این حوزه به دارایی با ارزشی دست پیدا می کنند که در کمپین های بازاریابی محتوایی خود در آینده بسیار موثر و کارآمد از آن استفاده کنند.
با تکیه بر این راه و روش ها می توان از بازاریابی محتوایی در گردشگری بازدهی بیشتری کسب کرد و کسب وکارهای گردشگری به نتیجه و رشد مناسب برسند و مخاطبان را برای خرید تور، رزور هتل و بلیط ترغیب کرد.

علاوه بر این موارد بازاریابی محتوایی در گردشگری مزایا متعدد دیگری برای کسب وکارهای این حوزه ایجاد می کند که می تواند به توسعه برند و جذب مشتریان بیشتر کمک کند. از طرف دیگر در بلند مدت هزینه های تبلیغات و بازاریابی کاهش می یابد و گردشگران به حامیان و تولید کنندگان محتوای برند تبدیل می شوند.

تیم نوین توریسم با هدف کمک به کسب وکارهای حوزه گردشگری در مقالات بعدی به تفصیل به این قضیه می پردازد. شما هم اگر نمونه و مثال کاربردی در این زمینه می شناسید در زیر همین پست برای تیم ما کامنت کنید و ما را از مصاحبت با خود بهره مند کنید.
وظیفه اصلی صنعت بازاریابی ایجاد شور و هیجان در مشتری، الهام بخش بودن برای ایجاد یک رابطه احساسی عاطفی عمیق با یک برند، ایجاد انگیزه در مشتری، تشویق و ترغیب کردن آن ها و برانگیختن احساسات و عواطفشان است. بیاید به روزهای بازاریابی Mad Men بازگردیم. بیایید نگاهی بیندازیم به زمانی که Madison Avenue برترین و شگفتی آفرین ترین شرکت تبلیغاتی آن روزها در اوج بود. این شرکت های تبلیغاتی اطلاعات و داده هایی به مفهوم امروزی آن در اختیار نداشتند. آن ها کمپین های تبلیغاتی خود را بر اساس حسی بنا می‌کردند که از بازار می‌گرفتند، بر مبنای عناصری که فکر می‌کردند مشتری را سر ذوق آورده و الهام بخش آن ها خواهد بود. از آن روزها می‌توان به عنوان دوران طلایی صنعت بازاریابی یاد کرد. دورانی که به ما نشان می‌دهد بازاریابی احساسی تا چه حد می‌تواند ارزشمند و کارآمد باشد و بهتر است همه چیز را بر اساس یک مشت عدد و رقم و علامت دلار بنا نکنیم.

اجازه دهید مطلبی را برایتان شفاف کنیم: صنعت بازاریابی باید درآمدزا باشد. ما نمی‌گویم برای به دست آوردن شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و امثال آن از داده های موجود بهره نگیریم. تمام حرف ما این است که به فکر برقراری تعادل در دو کفه ترازو باشید. با مرور کردن گذشته ها می‌توان درس های بی نظیری آموخت که ما در مسیر رسیدن به موفقیت یاری می‌دهند.
اغلب بازاریاب ها با کمتر از ٣٠ سال سن، در دنیای بازاریابی عملکرد گرا بزرگ شده اند. آن ها طوری آموزش دیده اند که برای به حرکت وا داشتن کمپین های تبلیغاتی خود و درآمد زایی فقط از اطلاعات و داده های تلفن مشتریان پیش رویشان استفاده می‌کنند. آن ها چیزی از هنر بازاریابی نمی‌دانند و دست به دامن علم بازاریابی شده اند. وقتی با آن ها در خصوص ایجاد انگیزه و شور و اشتیاق در مشتری و ساخت کمپین های تبلیغاتی که احساسات و عواطف مصرف کنندگان را هدف گرفته صحبت کردم، چیزی جز یک نگاه خیره و گنگ عایدم نشد یا به قول خودمان همان نگاه عاقل اندر سفیه! حق با آن هاست. کمپین هایی که برای هدف گرفتن احساسات و عواطف مشتری و تشویق و ترغیب آن ها تشکیل می‌شوند، زود بازده نبوده و تأثیر سریع و آنی بر روی ضریب تبدیل ندارند. شاید بد نباشد این بازاریاب های جوان از دریچه دید شرکت هایی همچون Droga5 به موضوع بنگرند. ایجاد یک رابطه احساسی قوی، خنداندن و به گریه انداختن و عشق ورزیدن تخصص این بچه هاست. من خودم به شخصه طرفدار شماره یک سناریویی هستم که Droga5 برای Under Armour تهیه کرد و Steph Curry آن را اجرا نمود. در این قسمت آن ها به روایت داستانی با موضوع تغییر دادن و متحول کردن می‌پردازند و به ظرافت هر چه تمام تر توانستند تغییر و تحول بازی بسکتبال توسط Curry را به این مقوله تعمیم دهند که چگونه مردم می‌توانند از تغییرات به نفع خود استفاده کرده و تأثیرگزار باشند. یک داستان الهام بخش و پر احساس که آدم را تحت تأثیر قرار داده و به دل می‌نشیند و به زیبایی به بیننده یاد می‌دهد که یک بازاریابی موفق چگونه است.

بازاریاب های عملکرد گرا می‌بایست در این حوزه وارد شوند و نسبت به رفع کم و کاستی های آن اقدام کنند تا این نوع بازاریابی را به ثمر رسانند. بازاریابی خوب و اصولی حول محور ایجاد توازن و تعادل می‌چرخد. اطلاعات بسیار مفید و معرکه اند اما بازاریابی احساسی این قدرت را دارد که ارتباطی مستحکم با مشتری بنا کند، ارتباطی که نمی‌توان بر روی آن قیمت نهاد
این روزها مصرف کنندگان بیش از هر وقت دیگری کنترل اوضاع را به دست گرفته اند، دیگر فشار آوردن به بخش بازاریابی چاره ساز نیست؛ مشتری ها برای یک برند تعیین تکلیف می‌کنند و می‌گویند کی و کجا کالایی را می‌خواهند. مشتریان به دنبال تجربه های فوق العاده اند و به نظر من یک تجربه بی نظیر می‌تواند خیلی ارزشمند تر از کالاها و خدمات عرضه شده به وسیله یک برند باشد. پس به نظرتان همه چیز می‌تواند به همین سادگی باشد؟ مسلماً خیر! نیازمند نگرش و تفکری نافذ و همه جانبه است که به تشکیل سازمان ها، ارزش آفرینی، ساختار حساب ها، توانایی ها و فروش و بسیاری چیزهای دیگر کمک می‌کند. به اعتقاد من آن دسته از آژانس های تبلیغاتی که در چشم انداز آتی خود جایی برای ایجاد تعادل میان مقوله ارتباط با مشتری و استفاده از اطلاعات و بازاریابی عملکردگرا در نظر نگرفته باشند، متضرر شده و جنگلی مملو از درخت را از دست خواهند داد. تمامی‌ جنگل ها در آغاز نهال هایی بوده اند که با صرف دقت و توجه در گذر زمان به بار نشسته اند.

در یک دنیای کامل و بی نقص، صاحبان کسب ‌و‌کار به بودجه‌ای نامحدود برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود و یافتن مشتریان جدید دسترسی دارند و به این طریق می‌توانند فروش خود را نیز تا حد قابل توجهی افزایش دهند. آن‌ها قادرند حجم انبوهی از تبلیغات آنلاین و آفلاین را از طرق مختلف منتشر کنند و برای افزایش کاربران آنلاین یا آفلاین خود اقدامات ترویجی انجام دهند و در گام بعدی به منظور ارتقای برند- آگاهی، به راه‌اندازی کمپین‌های روابط عمومی بپردازند. اما شرایط کسب ‌و‌کار در دنیای حاضر، به هیچ عنوان کامل و بی‌نقص نیست و واقعیت چیز دیگری است. چرا که منابع بانک اطلاعات اصناف و مشاغل در اختیار ما، محدود و در مقابل، نیازهای بشر نامحدود است و اساساً علم اقتصاد و بازاریابی پاسخ خرد جمعی آدمیان در برابر این محدودیت‌ها است. با این اوصاف برای یافتن مشتریان جدید باید چه کرد؟ آموختن چگونگی حفظ مشتریان موجود و جذب مشتریان جدید و نیز چگونگی مخاطب‌سازی (Leads Generation) از شایستگی‌های کلیدی مدیران و کارآفرینان عصر حاضر است.
۱) برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید.
اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد.
۲) پس از بروز هرگونه مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید.
هیچ سازمان، کالا و یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل و بی نقص باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید. ایجاد بخشی برای رسیدگی به شکایات می تواند نظر مثبت مشتریان را جلب نموده و موجب افزایش وفاداری آنها شود.
معمولا افراد آخرین اتفاق را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.
درکل می توان گفت که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند، بنابراین تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همسایگان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمی آورند.
۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید.
هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به دفتر شما مراجعه یا از همان خدمت یا محصول استفاده کند. در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند:
الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او، در مواردی سود کم را تحمل کند. البته برای یک دوره کوتاه مدت.
ب) تخفیف دادن برای افزایش وفاداری مشتریان، هرچند که در هر معامله سود فروش را اندکی کمتر می کند ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.
دیدگاه‌های مهمی در اختیار افراد می‌گذارند، اما شرکت‌ها برای ایجاد سفر مشتری متمایز، نه تنها باید رفتار مشتریان خود را بشناسند، بلکه باید همدردی عمیقی با آنها داشته باشند. به‌طور خاص، وقتی مشتریان سختی‌ها و موانعی را تجربه می‌کنند، شرکت‌ها باید با آنها همفکر و همدرد باشند. این یعنی از تکنیک‌های جدید برای شناخت سفر مشتری استقبال کنید: بررسی قوم‌نگاری و مراجعه به فروشگاه که طی آن محققان مشتریان را در فروشگاه‌ها همراهی می‌کنند؛ دریافت خاطرات مشتری که طی آن مشتری در مورد نسخه‌های اولیه یک محصول بازخورد می‌دهد و با استفاده از این بازخوردها تصمیم‌گیری نهایی در مورد محصول صورت می‌گیرد. شرکت‌های بزرگ همچنین دیدگاه واضحی از کل اکوسیستم مشتری ایجاد می‌کنند تا تعاملات مرتبطی را که از سفر اصلی مشتری فراتر می‌رود تشخیص دهند.

با توجه به تعریفی که از خدمات خود ارائه کردید باید مسیرهایی را تعریف کنید که مشتریان باتوجه به قدم گذاشتن بر آنها به سمت خدمات برتر شما هدایت شوند. بیشتر مشتریان راه‌های دستیابی به خدمات برتر شرکت‌ها را نمی‌دانند، یکی از موثرترین تکنیک‌ها استفاده از نمودار جریانی است که تمام مولفه‌های سیکل خدمات شرکت در آن مشخص شده باشد و شامل تمام فعالیت‌هایی که است مشتریان برای دستیابی به کالاها یا خدمات شرکت شما باید انجام دهند. هدف، یافتن گام‌ها، سیاست‌ها و روش‌های زائد یا غیر‌منطقی و حذف آنها است.

نکته‌ای که باید به آن توجه کرد انتخاب کارمندانی است که با مشتریان در ارتباط هستند، هیچ جایگزینی برای نمایندگان فروش و خدمات مودب و دارای برخورد دوستانه وجود ندارد. ران زِمکه، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان خدمات مشتریان اظهار می‌کند: «با استخدام کارکنان معمولی و ضعیف نمی‌توان به سطح کلاس جهانی دست یافت.» مالکان موسسات بازرگانی همیشه باید به دنبال کارکنانی باشند که دارای روحیه همدلی، انعطاف‌پذیری، خوش‌مشربی، خوش‌صحبتی و خلاقیت بوده و توانایی تفکر و اندیشیدن را داشته باشند. شرکت‌هایی که خدماتی برتر ارائه می‌دهند بین یک تا پنج درصد از ساعات کاری را صرف آموزش کارکنان و تمرکز بر نحوه برخورد با مشتری، خشنود‌کردن او و خدمات‌رسانی می‌کنند. شرکت‌های پیشرو ساعات زیادی را صرف آموزش کارکنانی می‌کنند که در زمینه سفارشات پستی و سفارشات فعال هستند.