بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

بازاریابی تلفنی و بانک اطلاعات اصناف یکی از مهم‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش‌های جذب مشتری است.

۱. در ساعات کاری ، تماسهای تلفنی شخصی را به حداقل برسانید. با انجام اینکار ، فروشتان بیشتر می شود. اگر در روز تنها ۳ تماس تلفنی شخصی داشته باشید ، و هر تماس بطور متوسط ۴ دقیقه طول بکشد ، در طی سال ، ۴۸ ساعت از وقت شما گرفته شده است. اختصاص ۴۸ ساعت برای فروش ، می تواند چندین مشتری جدید ایجاد کند.

۲. بیش از حد نگران بهترین زمان تماس با مشتریان نباشید. بعضی از فروشندگان ، اول ساعت کاری و حدود ظهر با مشتریان تماس نمی گیرند و با خود می اندیشند که مشتری در دسترس نخواهد بود. از تمام روز کاری برای تماسهای تلفنی استفاده کنید. اگر تلفن نکنید ، هیچگاه آنها را نخواهید یافت.

۳. برای تماسهای تلفنی ، هدفهای روزانه قرار دهید و سعی کنید در هر شرایطی به آن اهداف برسید. وقتی بدانید در روز باید به تعداد مشخصی برسید ، متمرکز تر و سریعتر کار خواهید کرد.

۴. برای روز بعد ، همین امروز برنامه ریزی کنید. اولین ساعت روز کاری بسیار با ارزش است ، چون با انرژی هستید ، پس آنرا به تماس گرفتن اختصاص دهید و نه به برنامه ریزی.

۵. تعداد تماسهای روزانه خود را در دفتری یادداشت کنید. هر روز سعی کنید حداقل یک تماس بیشتر از روز قبل بگیرید. وقتی پس از چند هفته نتایج را ببینید ، متعجب خواهید شد.

۶- اگر از روی فهرستی مشخصی از مشتریان پیش می روید ، به تک تک شماره ها زنگ بزنید. در مقابل این تمایل که بطور اتفاقی زنگ بزنید و یا از افرادی صرفنظر کنید ، بایستید. هیچگاه پیشداوری نکنید ، زیرا ممکن است فروش بزرگی را از دست بدهید.

۷. در بازاریابی تلفنی همیشه میزان درآمد خود را از هر تماس محاسبه کنید. درآمد هفتگی را بطور متوسط حساب کرده و بر تعداد مکالمات هفتگی تقسیم کنید. مقدار حاصل را در دفتر خود یادداشت کنید و سعی کنید این مقدار را افزایش دهید. یعنی بر روی این کار کنید که در تعداد تماسهای مشخص ، به افراد بیشتری بفروشید.

۸. وقتی با یک شرکت تماس می گیرید ، در صورت امکان با بالاترین مقام صحبت کنید ، زیرا او قدرت تصمیم گیری دارد و اگر شما را به افراد دیگری ارجاع داد ، می‌توانید بگویید که شخص با بالاترین مقام از شما خواسته تا با او هماهنگ کنید.
– مراقب کلام خود باشید :

در حذف کلمات کلیشه ای و عباراتی که تکیه کلام شما شده اند ولی خیلی پسندیده نیستند، تلاش کنید. خانم ها از اصطلاحات مردانه و آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده کنند. هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری کنید، در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارهای دیگری هم برای تاثیر گذاشتن بر مشتری در اختیار دارید نظیر زبان بدن، تیپ ظاهری، نمونه کالا، کاتالوگ، فیلم و.. لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد.

۱۰- صدایتان را ضبط کنید و به آن گوش دهید. این کار باعث می شود تا عیوب کارتان را پیدا کنید و با تمرین و مهارت آن ها را برطرف سازید.

۱۱- سعی کنید سوال ها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی کنید و فهرست سوال های احتمالی خود را کامل کنید. جواب های این سوالات را هم آماده کنید. این کار میزان آمادگی شما را در مذاکرات بعدی افزایش می دهد.
– به منشی ها خیلی احترام بگذارید این ها افراد مهمی هستند و می توانند دوست شما برای برقراری تماس به مدیرشان باشند و یا اینکه مانع شما بشوند. در اولین تماس با منشی ها، جمله ای که می گویید مودبانه و سریع باشد تا او را وادار به حرکت سریع کند مثلاً سلام خانم … لطفا… . جمله شروع نباید از ناحیه ضعف و یا عبارات دارای بار روانی منفی مثل ببخشید مزاحم شدم یا خسته نباشید همراه باشد. همچنین شما باید قاطع و با اعتماد به نفس صحبت کنید و مِن مِن نکنید.

۱۳- تعداد تلفن زدن هایتان به لیست اصناف را افزایش دهید. قرار نیست تمام تماس های شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شود اما هرچقدر تعداد تماس های شما بیشتر باشد و تسلط تان بالاتر رود قطعاً تعداد ملاقات ها و معاملات هم افزایش می یابد، رابطه مستقیم بین مشتری یابی امروز و منافع فردا وجو دارد.

۱۴- موفقیت و شکست هایتان را در بازاریابی تلفنی تجزیه و تحلیل کنید و از آن ها درس بگیرید، یکی از بهترین معلم ها تجربه است. هربار که گوشی را برمی دارید باید خود را از نو بسازید. اجازه ندهید تکراری بودن امور، شما را خسته کند. باید هر روز دوباره در مورد آن چه انجام می دهید، فکر کنید.

کارکنان شاغل در حوزه‌های بازاریابی بانک اطلاعات اصناف و روابط عمومی خلاق هستند. آن‌ها معمولاً داستان‌سرایان خوبی هستند و می‌دانند چگونه می‌شود یک پیام را از طریق ظاهر برند و پیام‌های بازاریابی جذاب گسترش داد. آن‌ها روش‌هایی جدید و جالب برای ایجاد آگاهی نسبت به برند شما به وجود می‌آورند. آن‌ها همیشه به دنبال فرصت هستند و به ایده‌های تازه فکر می‌کنند. علاوه بر این، احتمالاً داستان‌های ترویج گری برای رسانه ها فراهم می‌کنند، محتوا می‌نویسند و رهنمودها و یا طرح‌های خلاقانه‌ای نیز ارائه می‌کنند.

کارکنان بخش توسعه کسب و کار عملاً به فروش می‌پردازند. آن‌ها بیرون می‌روند و گاهی بدون اینکه حتی خودشان متوجه باشند، کسب و کار را گسترش می‌دهند. توسعه کسب و کار بانک اطلاعات مشاغل برای بسیاری از افراد حرفه‌ای نیاز به کارآموزی، آموزش و برداشتن چند گام فراتر از دایره آسایش دارد. وکلا، حسابداران، مشاوران اقتصادی و سایر تأمین‌کنندگان کالا یا خدمات حرفه‌ای، خواه یا ناخواه توسعه دهندگان کسب و کار خود محسوب می شوند. ممکن است کارکنان بخش بازاریابی در تدوین پیام، عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، اما رابطه‌ای که مشتری شما به‌واسطه آن خرید می‌کند با آن‌ها برقرار نمی‌شود، بلکه این رابطه با مشاوری که آن اعتماد را پرورش داده تا مشتری کار خود را به عهده شما بگذارد برقرارشده است.
آنچه افراد به طور معمول در مورد توسعه کسب وکار با افزایش نمایندگی ها یا خط تولید در نقاط مختلف نمی دانند، ضرورت صرف هزینه های بالا، زمان و نیروی انسانی عظیم است. همچنین علاوه بر این متغیرهای مشخص بسیاری از المان های غیرقابل پیشبینی را نیز باید مدنظر قرار داد. این فرایند به هیچ وجه ریسک پذیر نیست. در واقع نگاهی به اطراف مان به خوبی بیانگر سرنوشت شمار بالای کارآفرینان شکست خورده در راستای توسعه کسب و کار  است. به همین ترتیب در صورت هرگونه بی احتیاطی در روند توسعه شرکت تان هزینه های سنگینی را پرداخت خواهید کرد. شاید به همین دلیل بسیاری از کارشناس های حوزه کسب وکار بررسی نکات مختلفی را پیش از اقدام به گسترش کسب وکارها توصیه می کنند.

صاحبان کسب وکار همیشه نیازمند توجه به تصویر بزرگتر شرکت شان در صورت تلاش برای توسعه اش هستند. این بدان معنا است که تصویری واضح و دقیق از سرنوشت برندشان پس از فرایند گسترش در اختیار داشته باشند. در حالی که برندهای بزرگ معمولا منابع متعدد و مطمئنی برای پیش بینی آینده کسب وکار در اختیار دارند، شرکت های کوچک نیازمند اتکا به توانایی منابع محدود در دسترس شان هستند.
یکی از مهم ترین نکاتی که پیش از توسعه کسب و کار باید مدنظر داشت، اوضاع سهام های شرکت و به طور کلی وضعیت مالی تان است. توسعه یک شرکت حتی اگر در یکی از زیرمجموعه های جزئی نیز صورت گیرد نیازمند هزینه مقدار قابل توجهی پول، زمان و سرمایه انسانی است.

در این میان شرکت هایی که مشکل زیادی در تامین مخارج جاری شان دارند، باید هرچند به طور موقت فکر گسترش خود را کنار بگذارند. در واقع اقدام برای توسعه کسب وکار در چنین مواقعی مانند یک بازی خطرناک است که یا به برد همه چیز یا باخت تمام دارایی های ختم می شود.

علاوه بر شرکت های دارای مشکلات مالی متعدد آن دسته از برندهایی که مشکل اقتصادی کمتر داشته اما همچنان پس انداز کافی برای تامین مخارج توسعه خود را ندارند نیز باید فکر گسترش خود را فراموش کنند. در چنین مواردی جبران هزینه های از دست رفته مدت بسیار زیادی به طور خواهد انجامید. تنها در صورتی که توانایی مالی لازم برای تامین هزینه های گسترش کسب وکارتان را دارید باید به فکر اقدامی عملی در این حوزه باشید.

اولین و مهم‌ترین عامل برای موفقیت یک شرکت، بازار است سپس داشتن بانک اطلاعات مشاغل. اکثر کارآفرینانی که در دانشگاه ایده‌ای دارند و موفق نمی‌شوند، برای این است که به این اصل توجه نمی‌کنند. اکثر کارآفرینان سرمایه اولیه ندارند. اما سرمایه آخرین عامل است! پول آخرین عامل است. نه که مهم نباشد، ۲۵٪ است. اما اگر همه عوامل را داشتی و پول نداشتی، آن وقت مشکل‌زاست و می‌شود همه چیز. ولی اول، بازار است. این خدمتی که شما ارائه می‌کنید، بازار دارد یا ندارد؟

مثلاً وکالت را در نظر بگیرید. بازارش می‌تواند راجع به طلاق، یا امور ملکی، یا قراردادها یا امور رسیدگی به جرائم باشد. اینها خودش بازار است. یک وکیل ممکن است تمام این کارها را بتواند انجام دهد ولی وقتی موفق است که توی یک بازاری برود که Demand یا درخواست، بالاست. هر وقت می‌خواهید کالا یا محصول یا خدمتی را عرضه کنید، اول پشت گوشتان باشد کدامِ اینها بیشترین خریدار را دارد. تا بازار نباشد شما موفق نمی‌شوید. ایدۀ خوب، محصولِ خوب و مدیریتِ خوب هست. ولی کسی نیست که بخرد. به همین جهت شما مثلاً میبینید که Global Village یا دهکده جهانی درست شده. دهکده جهانی یعنی چی؟ یعنی که تمام صنایع با هم merge (ادغام) شده‌اند و با هم شریک هستند. شرکتی هست که سرمایه‌گذارانش هم ژاپنی هستند و هم فرانسوی و هم آمریکایی. اصلاً مرزی ندارد. یکی از تضمین‌هایی که اینها با هم دعوا نکنند، همین است. چرا که اگر این شرکت سود کند، هم آن آمریکایی سود میکند و هم ژاپنی و هم فرانسوی. ولی وقتی شرکتی تک‌ملیتی است، هر کدام سعی می‌کند از چنگ دیگری درآورد. مثلاً شما می‌بینید شرکت فیلیپس در هلند، با یک شرکت سوئیسی مثلاً در زمینه‌های تحقیقاتی، با هم ادغام میشوند. می‌گویند چرا ما دو نفری، دو تا پول بگذاریم برای تحقیقاتمان؟ تو تحقیق کن و من می‌فروشم یا بالعکس. بعد هم می‌دهیم یکی دیگر بسازد. به همین جهت می‌توانند قیمت را پایین بیاورند و یک دفعه بازار فیلیپس با چند تا بازار دیگر یکی میشود و همگی سود می‌کنند؛ به جای آن که دعوایشان شود!
تکنیک‌های بسیار متفاوتی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید وجود دارد. ما هم در یکی از مطالب قبلی خود به بررسی تعدادی از این راهکارها پرداختیم (ده روش موثر برای مجاب کردن مشتری به خرید). اما شاید ساده‌ترین و موثرترین تکنیکی که برای بدست آوردن مشتریان بیشتر وجود دارد، تکنیکی به نام جمع آوری اطلاعات تماس مشتریان“اما شما آزاد هستید” باشد. نتایج ۴۲ تحقیق مختلف روانشناسی (بر روی ۲۲,۰۰۰ نفر) نشان می‌دهد که این تکنیک می‌تواند شانس اینکه از مشتری خود پاسخ مثبت بشنوید را دو برابر کند. کافی است به خواندن ادامه دهید تا بفهمید این تکنیک دقیقاً چگونه کار می‌کند. البته تنها در صورتی که تمایل دارید.

متوجه شدید که الان چه کاری کردم؟ بله، از تکنیک “اما شما آزاد هستید” بر روی شما استفاده کردم. اگر بخواهیم این تکنیک را خیلی ساده توضیح دهیم: ابتدا شما درخواستی می‌کنید، سپس حق انتخاب داشتن مخاطب خود را به رسمیّت می‌شناسید. به این ترتیب آزادی عمل داشتن مخاطب شما باری دیگر تائید می‌شود و شما به صورت غیر مستقیم به مخاطب خود می‌گویید که به هیچ وجه حق او برای جواب منفی دادن را تهدید نمی‌کنید. حتماً فیلم ماتریکس را دیده‌اید. اگر به خاطر داشته باشید، این فیلم نیز دربارۀ مفهومی مشابه صحبت می‌کرد. کافی است به آدم‌ها حق انتخاب (یا شاید بگوییم توهم حق انتخاب) بدهید تا کاری که شما می‌خواهید را انجام دهند. یعنی به آنها بگویید که چه تصمیمی به نفعشان است، اما همچنان تصمیم را به عهدۀ خود آنها بگذارید.

استفاده های اینستاگرام : چند دهه ی اخیر را به یاد بیاورید که برنامه های اطلاع رسانی به خوبی زمان حال نبود و افراد حقیقی و حقوقی می بایست راه های پر هزینه و زمانبری را طی می کردند تا بتوانند کسب و کار خود را گسترش ببخشند. اما در حال حاضر با گسترش و پیشرفت تکنولوژی این کار خیلی راحت تر شده است.

در حال حاضر به دلیل عرضه ی کامپیوترها و گوشی های هوشمند کسب و کارها تغییر کرده است و یا حتی شغل هایی به وجود آمده است برای مثال همین تلگرام و بانک اطلاعات اصناف و مشاغل باعث ایجاد کلی شغل شده است که به کمک اطلاع رسانی در شبکه های مختلف اجتماعی به وجود آمده است.

برنامه هایی مثل اینستاگرام یا فیس بوک و یا واتس آپ نمونه های هستند که اگر با دید اقتصادی به آن ها نگاه کنیم راه صد ساله را می توان یک شبه رفت!، برای مثال طبق گفته های لوک کورزمن، مدیر عامل شرکت womansbest که در کار فروش محصولات فیتنس، زیبایی و مکمل های غذایی است توانسته است از طریق یک کانال اینستاگرام با معرفی کالا های خود به ۱.۵ میلیون نفر درآمد سالانه ی خورد را به ده میلیون دلار برساند.

ایشان با ارائه ی نکاتی موفقیت خود را این گونه بیان کرده است که می بایست در این حرفه روی مشتری تمرکز کنید و بین سود آوری و افزایش مخاطب توازنی برقرار کرد، همچنین به سلیقه و علایق مشتری های خود احترام بگذارید و در این راستا برنامه ریزی های خود را انجام دهید.
شبکه های اجتماعی موبایلی مثل وایبر و اینستاگرام استفاده کننده بسیار زیادی در ایران دارند و استفاده از آنها می تواند کمک زیادی به رشد کسب و کار و اصناف و مشاغل شما بکند.

در گذشته بزرگترین دغدغه یک مدیر سایت دیده شدن سایتش در صفحه اول گوگل بود اما امروز باید به فکر دیده شدن ویدیوی تبلیغاتی خود در نتایج سایت هایی مانند آپارات و یوتیوب نیز باشد. یا به این موضوع فکر کند که تصاویر محصولاتش در اینستاگرام یا pinteres و … بیشتر دیده شوند.

باید در نظر داشت که الگوریتم های شبکه های اجتماعی با الگوریتم های گوگل متفاوت هستند. به عنوان مثال اگر یک پزشک بخواهد ویدویی که در مورد جراحی پلاستیک بینی ایجاد کرده در جستجوی کلمه کلیدی جراحی بینی در صدر نتایج یوتیوب قرار بگیرد، باید پارامترهایی را رعایت کند که یوتیوب به آنها اهمیت می دهد و آنها را شناسایی می کند.

در این مقاله می خواهم چند روش افزایش دنبال کننده در اینستاگرام را به شما آموزش دهم. در صورتی که تاکنون با اینستاگرام کار نکرده اید پیشنهاد می کنم که همین امروز این نرم افزار را روی موبایل خود نصب کنید و از طریق آن با مخاطبان و مشتریان خود ارتباط برقرار کنید.

استفاده از اینستاگرام برای کسب و کارهایی که مخاطب عام و جوان دارند بسیار مناسب است و می تواند تاثیر مناسبی در افزایش فروش محصولاتشان داشته باشد.