بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

چند سال قبل، بازاریابی مفهوم دیگری داشت. شما به عنوان بازاریاب، بانک اطلاعات تماس اصناف و مشاغل پیدا می کردید که محصول تولید شده را به هر نحوی که شده، تبلیغ کنید و به فروش برسانید.

هر چه هزینه بیشتری می کردید، احتمال موفقیت شما بیشتر می شد. اگر مشتری از محصول شما راضی نبود، خیلی اهمیت نداشت! چون تعداد محصولات مشابه دیگر در بازار، آنقدر نبود که شما را نگران کند. در واقع رقابت، کمرنگ بود و شما به هر حال می توانستید سهمی از بازار داشته باشید.

“بی ربط نیست که خیلی ها هنوز هم بازاریابی را با زبان بازی و دروغ پردازی، هم معنا می دانند.”

این روش هنوز هم استفاده می شود. منتها مخاطب های امروزی، هر حرفی را باور نمی کنند. بنابراین اگر پول زیادی داشته باشید، می توانید تیزر تبلیغاتی یک محصول را با چاشنی موزیک، صحنه های زیبا، بازیگرانی دوست داشتنی و البته هزینه هایی بابت طراحی سناریو و تصویربرداری و … ، راهی تلویزیون کنید و اگر محصولتان خوش قیمت باشد و در دسترس، احتمالاً به زودی نتیجه اش را خواهید دید.

ولی هر کسی نمی تواند از این روش های گرانقیمت استفاده کند. ضمن اینکه با ظهور شبکه های مختلف، سایت ها و رسانه های اجتماعی، اقبال مردم به این نوع تبلیغات هر روز کمتر می شود و شاید خیلی دور نباشد، روزی که این روشها از ادبیات تبلیغ، حذف شوند.
تفاوت بازاریابی سنتی و بازاریابی مدرن | برای اینکه امروزه بتوانیم روی مخاطب بیشتر تاثیر بگذاریم و کاربران بیشتری جذب کنیم، باید به تدریج از بازاریابی سنتی فاصله گرفته و وارد بازاریابی مدرن و دیجیتال شویم که روشی کم هزینه و پربازده می باشد. در گذشته بازاریابی اصولا فعالیتی هزینه زا تلقی میشد حال اینکه در شرایط فعلی بازاریابی یک سرمایه گذاری محسوب می شود که در صورت انجام آن به صورت اثربخش و کارا میتوان امیدوار بود که سازمان به اهداف خود نائل گردیده است. هنگامی که صحبت از بازاریابی سنتی می شود، منظور ما این نیست که به سالهای دور برگردیم. اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم میبینیم که هنوز سازمان های بسیاری وجود دارند که از این روش استفاده می کنند. در برخی موارد روش های سنتی ممکن است تنها ابزار رسیدن به گروه ویژه ای از مصرف کنندگان باشد. به عنوان مثال ارائه خدمات به سالمندان ممکن است با استفاده از دیجیتال مارکتینگ موثر واقع نشود زیرا بسیاری از آنها از اینترنت یا رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنند و یا حتی در برخی موارد استفاده از دیجیتال مارکتینگ ممکن است باعث شود هویت برند ما در شبکه های اجتماعی مورد سوء استفاده قرار بگیرد. در واقع اگرچه روش دیجیتال روش کارآمدتری محسوب می شود، اما کماکان بازاریابی سنتی نیز جزء جدایی ناپذیر روش های بازاریابی محسوب می شود؛ به عبارت دیگر هر دو روش مکمل هم هستند و نمیتوان یک روش را کلا کنار گذاشت. به عقیده برخی متخصصان توصیه می شود که بازاریابان به منظور بهبود فعالیت های خود از روش ترکیبی و قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنند یعنی ۸۰ درصد زمان و بودجه ی خود را صرف بازاریابی دیجیتال و ۲۰ درصد آن را به بازاریابی سنتی اختصاص دهند.
اما در بازاریابی مدرن، ما قرار نیست هر محصول یا خدمتی را بفروشیم.

بازاریاب ها شخصیت خودشان را برای فروش یک محصول نامناسب، لگدمال نمی کنند؛

مشتری ها، محصولات نامرغوب را نمی خرند.

و شرکت ها هم حساب شده تر هزینه می کنند.
این روز ها می توانیم از ابزارهای جدیدی برای بازاریابی استفاده کنیم. ابزارهایی که در دسترس مخاطبان هستند و در عین حال، برایشان مزاحمتی ایجاد نمی کند.

این روزها می توانیم ارتباط بهتری با خریداران برقرار کنیم. می توانیم حرفشان را از فرسنگ ها فاصله بشنویم و نظراتشان را در نسخه های جدید محصولاتمان، اعمال کنیم.

و البته، این روزها، کسب و کارهای زیادی وارد فضای وب شده اند و این وظیفه ماست که برای پیروزی در این بازار، سنجیده تر، قوی تر و سریع تر عمل کنیم.
در جذب، باید کاری کنیم که مخاطبان، ما را ببینند. بنابراین شاید درست کردن یک بنر تبلیغاتی، نوشتن متن خوبی که گوگل آن را دوست داشته باشد و یا ارسال یک ایمیل حرفه ای، در این بخش قرار بگیرند.

در جلب اعتماد اما، باید با داستان هایمان، با محتواهایی که به گوش مخاطبان می رسانیم، با آموزش های رایگانی که تقدیم شان می کنیم، با برخورد خوبمان و با خدماتی حرفه ای، کاری کنیم که به ما اعتماد کنند و مشتری ما شوند.

نمی توان گفت مرحله اول جذب است و یا اعتماد سازی. در واقع خیلی از کارهایی که برای اعتماد سازی انجام می شود، باعث جذب مخاطب هم می شوند. ولی مهم این است که هر دو هدف، به درستی دنبال شوند تا بتوانیم به فروش و درآمد برسیم.

اگر محصولی عالی داشته باشیم ولی در جذب مخاطبان، ضعیف عمل کنیم، به فروش نخواهیم رسید.

همینطور اگر مخاطبان زیادی جذب کنیم، ولی محصول یا خدمات ما، نتواند اعتماد آنها را جلب کند، محکوم به شکست هستیم.

وقتی با ماشین شخصی به سفر می رویم، بر اساس سلیقه مان، انتخاب می کنیم که از کدام مسیر برویم، کجاها توقف کنیم. کجا بنزین بزنیم. کجا غذا بخوریم و …

در واقع مسیر را به بخش های مختلفی تقسیم می کنیم و در هر بخش، می دانیم که چه کارهایی باید انجام دهیم.

در مسیر بازاریابی، ممکن است انتخاب کنیم که از بنرهای تبلیغاتی استفاده کنیم. ممکن است بخواهیم ایمیل مارکتینگ را امتحان کنیم و یا اینکه روی سئوی مطالب سایت، وقت بیشتری بگذاریم.

اما در هر بخش، یک سری کار هست که باید انجام دهیم. مثلاً برای بنر تبلیغاتی، درست کردن یک بنر ساه، تابع استانداردهایی است که باید رعایت شود. همینطور باید بدانیم که از چه نوشته ها و عناوینی برای بنر استفاده کنیم. و در آخر، باید محل های مناسبی را برای انتشار، انتخاب کنیم.

کلمات کلیدی: , , , , , ,

ديدگاه خود را بيان کنيد