بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

قبل از اینکه بدانید برند چیست حتما باید این مسئله یادتان باشد که برند چیزی نیست که در اتاق بازاریابی، اتاق روابط عمومی یا اتاق رئیس شرکت نشسته باشد! اصلا برند در حقیقت یک مفهوم انتزاعی است که در ذهن کاربران و مشتریان شما ایجاد شده و می‌توان گفت که وجود خارجی ندارد!

بگذارید در ساده‌‎ترین لعات ممکن به شما توضیح بدهم که برند شما در ذهن مشتریان و کاربران از کجا به وجود می‌آید: فرض کنید که شما بانک اطلاعات اصناف کشور دارید و برای مشتریان یک سری محصول یا خدمات ارائه می‌دهید. کاربران هم به هر دلیل شما را به رقیب‌هایتان ترجیح داده و با شما تعامل می‌کنند: یعنی چه که با شما تعامل می‌کنند؟ آن‌ها اگر بخواهند از شما خریدی انجام بدهند، با وبسایت شما تعامل خواهند داشت، یا در صورت نیاز ممکن است با بخش پشتیبانی شما صحبت کنند و سپس از محصول یا خدمات شما استفاده خواهند کرد.

بعد از این که همه این کار ها انجام شد، مشتری یک تصویر نهایی از شما خواهد داشت، تصویری که تمامی این تجربه‌ها را یک جا جمع کرده و به عبارت دیگر، مشتری شما را با این تصویر خواهد شناخت. خب دقیقا همین تصویر است که ما به آن “برند” می‌گوییم! تصویر ذهنی که مشتری از شما دارد و این تصویر در خریدهای بعدی یا زمانی که مشتری بخواهد در مورد شما با شخص دیگری صحبت کند، تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت!

تک تک تعامل‌هایی که مشتری با شما و بخش‌های مختلف مجموعه شما دارد به منزله یک داستان برای او هستند. اگر مشتری احساس کند که محصولات یا خدمات شما جدید و نوآورانه هستند، این ویژگی‌ها در ذهن کاربر بخشی از برند شما خواهند شد. یا مثلا اگر بسته بندی محصولات‌تان به طرز خاصی زیبا و ظریف باشد، تصویری که از برند شما در ذهن کاربر به وجود خواهد آمد تصویری زیبا و با ظرافت خواهد بود. اما این سکه دو رو دارد! یعنی اگر از طرف دیگر محصولات یا خدمات شما ضعیف باشند دقیقا همین تصیر از برند شما در ذهن کاربر ایجاد خواهد شد!
از این تابلو راهنماهایی که هر بخشش به یک سمت اشاره دارد دیده‌اید؟ اگر بخواهید بحث برندینگ را راحت‌تر متوجه شوید می‌توانیم از این تابلوها استفاده کنیم. هر تعاملی که مشتری با شما دارد به منزله یک فلش است، فلشی که به یک سمت خاص اشاره دارد و پیامش با بقیه فلش‌ها فرق دارد.

برای مثال، محصولِ شما (که یکی از بزرگ‌ترین تعاملات مشتری با شماست) ممکن است این پیام را به مشتری بدهد که شما مبتکر و خلاق هستید (شاید محصولی ارائه داده‌اید که در بازار کم نظیر است)؛ همچنین یکی دیگر از فلش‌های شرکت‌تان (مثلا بسته بندی زیبای محصولتان) این پیام را به مشتری می‌دهد که شما مجموعه‌ای طریف و خوش سلیقه هستید. اما در این میان فرض کنید یک فلش دیگر هم وجود دارد که مثل بقیه فلش‌ها پیام مثبتی ندارد: مثلا یکی از اعضای تیم پشتیبانی یا روابط عمومی‌تان با لحن بدی با مشتری حرف زده است و فلشش به سمت دیگری است! به هر حال این هم جزئی از تعاملاتی است که مشتری با شما داشته و نمی‌توانید آن را حذف کنید. حالا اگر همه این موارد را کنار یکدیگر گذاشته و یک جمع بندی نهایی
بیایید به یک مثال جالب نگاه کنیم: دنیای دیزنی! همه ما کم و بیش اسم این دنیای عجیب را شنیده‌ایم و یا حداقل والت دیزنی را می‌شناسیم. احتمالا خودتان هم می‌دانید که دیزنی لند یکی از محبوب‌تریم مجموعه‌های تفریحی در آمریکا و سراسر دنیاست. حالا بیاید در مورد برند چنین مجموعه بزرگ و جهانی صحبت کنیم. برندی که خودِ دیزنی لند برای خودش تعریف کرده است “خوشگذرانی جادویی خانوادگی” است! به نظر جذاب و وسوسه انگیز می‌‍آید، نه؟

به نظر شما دیزنی لند برای این که تعاملاتی با مشتریان ایجاد کند تا بتواند این پیام را در ذهن آن‎ها تقویت کند، چه کاری انجام می‌دهد؟ اولین و بارزترین نمونه آن، فیلم‌هایی هستند که ممکن است بخشی از شیرین‌ترین خاطرات شما باشند. مثلا دزدان دریایی کارایب! به نظر شما چقدر تصویر برند دیزنی در این فیلم وجود دارد؟ البته فقط این یک مورد نیست. ببسیاری از انیمیشن‌هایی که کودکان در سراسر جهان با آن‌ها خاطره دارند (و حتی الان بعضی بزرگسال‌ها هم دزدکی نگاه می‌کنند) بخشی از تصویر برند دیزنی هستند: سیندرلا، زیبای خفته، سفید برفی، آلیس در سرزمین عجایب، پینوکیو و … همگی بخشی از این تصویر هستند.
تفاوت بین اسب و تک شاخ در چیست؟

اگر از جنبه ی تکنیکی به آن نگاه کنیم، تفاوت این دو در شاخ است، شاخی که تک شاخ روی سرش دارد اما اسب معمولی آن را ندارد. با این حال، وقتی صحبت از تک شاخ می کنیم موجودی افسانه ای و جادویی در ذهن ما نقش می بندد، در مقابل اسب که صرفا آن را حیوانی اهلی یا وحشی می دانیم، وقتی نام تک شاخ را می شنویم حالت های اسطوره ای و رویایی در تصور جمعی ما شکل می گیرد و باعث می شود تک شاخ از اسب متفاوت شود. با وجود اینکه ممکن است تک شاخ وجود خارجی نداشته باشد، اما ما به خوبی از آن آگاهی داریم و حتی تک شاخ را بیشتر از اسب دوست می داریم.
به نظر شما چرا اینگونه است؟ داستان بر سر برندسازی بهتر است. داستان تک شاخ ها سالیان متمادی و از زمان بچگی برایمان گفته شده، آنقدر در وصف تک شاخ شنیده ایم که تصور رویایی از آن داریم و آن را به اسب ترجیح می دهیم. این موضوع را بیان کردم که ببینید برندسازی خوب، اصولی و درست چگونه می تواند برندی را از سایر رقبایش متمایز کند.
برندسازی تمام فعالیت هایی است که برای شکل دهی و ایجاد تصویری از شرکت تان در ذهن و دید مشتریان، انجام می دهید.
برندسازی کار پیچیده ای نیست، شما هم اکنون، با ساخت وبسایتی برای ارائه ی پیشنهادات و در معرض نمایش گذاشتن محصولات تان، طراحی تبلیغات و ترفیع محصولات و خدمات تان، انتخاب رنگ های مخصوصی که مرتبط با شرکت تان است، خلق و ایجاد لوگو، و برجسته کردن آن از طریق حساب هایی که در شبکه های اجتماعی دارید، در حال برندسازی برای شرکت خود هستید. به همین راحتی، شما از طریق برندینگ به تصورات و تصویری که مصرف کنندگان از برند شما دارند، شکل می دهید.
آن چیزی که مصرف کنندگان در مورد برند شما می گویند، واقعیت است ( و ممکن است با آن چیزی که شما در ذهن داشتید و دوست داشتید از برندتان اینگونه یاد شود، متفاوت باشد. ) آنچه مشتریان عنوان می کنند در واقع برداشتی است که با شنیدن اسم کسب و کار و شرکت شما در ذهن آنها تداعی می شود. این برداشت برگرفته از احساسی است که به واسطه ی تجربه ای که با برند شما داشته اند، شکل گرفته است، حال این تجربه ممکن است مثبت یا منفی باشد.
در واقع برندسازی به شما کمک می کند که تجربه ای مثبت را برای مصرف کنندگان تان خلق کنید تا آنها هیچ گاه نام برند شما را از خاطر نبرند. اما اگر به اصول برندسازی بی توجه باشید ممکن است ناخواسته منجر به ایجاد تجربه ای منفی و ناخوشایند شوید و مشتریان بالقوه خود را از دست بدهید ، یا حداقل نتوانید مشتریانی وفادار داشته باشید.
به همین دلیل امروزه روندهای جدید در برندسازی بسیار مورد توجه قرار گرفته است، امروزه شرکت ها به دنبال آن هستند که فرآیندهای برندینگ خود را به گونه ای طراحی کنند که هواخواهی برند خود را تقویت کنند.

کلمات کلیدی: , , , ,

ديدگاه خود را بيان کنيد