بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور

هدف هر کسب‌وکاری این است که از سرمایه بازاریابی‌اش بهترین استفاده ممکن را ببرد و این موضوع تازه‌ای نیست. وقتی صحبت از معرفی محصولی جدید به بازار می‌شود، داشتن یک استراتژی بازاریابی منسجم نه‌تنها کمک می‌کند تا مشتریان فعلی خود را به‌طور مؤثری درگیر کنید، بلکه باعث می‌شود مشتریان بالقوه نیز به‌سوی شما جذب شوند. ولی تبلیغ و ترویج یک محصول جدید، هیچ‌گاه کار ساده‌ای نیست.

«معرفی محصول جدید به بازار، قرار دادن آن در مقابل چشمان مشتریان و آزمایش آن، اولین گام در فروش موفق محصول است. اگر مردم ندانند چنین محصولی وجود دارد، حتی اگر بهترین هم باشد، فایده‌ای نخواهد داشت.»

ازآنجاکه شیوه بازاریابی توسط بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور و تبلیغ محصول روی فروش تأثیر می‌گذارد، بازاریاب‌ها باید از تکنیک‌های بازاریابی متنوعی استفاده کنند تا مطمئن شوند که پیام مناسب از طریق رسانه مناسب به مخاطبان مناسب منتقل می‌شود.

بهترین روش ها برای معرفی محصولات جدید

همه کارهای شما در قبل از ورود به بازار باید با یک برنامه ریزی شکل گرفته باشد. از انتخاب نام برای محصول گرفته تا معرفی و افزایش فروش باید از قبل برنامه ریزی شود. در ادامه همه را بررسی می کنیم.۱. تطبیق ویژگی‌های محصول با نیاز بازار

عرضه‌ی یک محصول موفق با شناسایی نیازهای بازار هدف و تمرکز برروی رفع این نیازها در تولید محصول شروع می‌شود. این حوزه از کار و شناسایی نیاز بازار در حیطه‌ی وظایف مدیر تولید است و اگر پستی با عنوان مدیر تولید در شرکت خود ندارید، فردی باید این وظیفه را برعهده بگیرد؛ چون اگر شما قصد عرضه‌ی محصول یا خدمت جدیدی به بازار را دارید، باید آمادگی مذاکره با خریداران بالقوه را که بازار هدف محصول شما محسوب می‌شوند، داشته باشید. با این کار به اطلاعات شما از بازار هدف افزوده می‌شود و ممکن است همین اطلاعات، نقطه‌ی عطفی در کسب‌وکار شما شود.

شما باید همواره به‌خاطر داشته باشید که محصول شما، یک مشکل جدی خریداران را حل خواهد کرد و از این مطمئن شوید که خریداران بابت حل آن مشکل به خرید محصول شما راغب هستند؛ اینکه شما بدانید نیازی در بازار وجود دارد که باید رفع شود، کافی نیست. شما باید راه‌حل آن مشکل را در محصول خود بیاورید.

اگر نیاز بازار یک چیز باشد و شما محصولی متفاوت از نیاز بازار عرضه کنید، احتمال شکست عرضه‌ی محصول شما زیاد است. محصولات معمولا پس از بروز یک مشکل حاد برای فرد یا کسب‌وکار به‌وجود می‌آیند و مدیران تصمیم می‌گیرند محصولی در جهت رفع آن مشکل ارائه کنند. افراد معمولا وقتی با مشکلی روبه‌رو می‌شوند، به دنبال این هستند که بدانند آیا این مشکل برای دیگران نیز به‌وجود می‌آید و آیا راه حلی برای آن وجود ندارد؟ اگر از این موضوع مطمئن شوند که با مشکلی حل‌نشدنی مواجه هستند، برای خرید راه حل آن (محصول مناسب)، حاضرند هر مبلغی پرداخت کنند. کارآفرینان عموما نیازی به انجام تحقیقات بازار در این زمینه ندارند؛ زیرا آنها خودشان با مشکلات موجود، زندگی کرده‌اند و همه‌ی مشکلات را می‌دانند.

در ادامه به ذکر یک تجربه‌ی شخصی می‌پردازم که البته درنهایت منجر به فاجعه شد. البته از ذکر نام شرکت و محصول خودداری می‌کنم، اما شرایط پیش‌آمده را به‌طور خلاصه برایتان شرح می‌دهم.

یک شرکت نرم‌افزاری نوپا به نام Z که پیشرفت خوبی را تجربه می‌کرد، این شانس را داشت که محصول نرم‌افزاری (ویجت) را از یک شرکت خدمات مالی بزرگ بین‌المللی خریداری کند.

این شرکت خدمات مالی بزرگ، از این نرم‌افزار در هریک از کامپیوترهای شرکت (ده‌ها هزار کاربر) استفاده کرده بود. درواقع نرم‌افزار فوق‌الذکر، امتحان خود را پس داده بود، اما به‌عنوان بخشی از قرارداد، فردی که این نرم‌افزار (ویجت) را طراحی کرده بود، برای پشتیبانی و توسعه‌ی آن باید تا مدتی معین به عضویت هیئت مدیره شرکت Z در می‌آمد. همه‌ی این اتفاقات نیز زمانی درحال رخ‌دادن بود که تب استفاده از اپلیکیشن‌های مبتنی بر وب در شرکت‌های مختلف بسیار بالا گرفته بود.

این محصول بی‌نظیر بود، اما متأسفانه تنها در یک شرکت از آن استفاده شد؛ برخی افراد حاضر در شرکت Z قبل از خریداری این محصول رویکردی محتاطانه داشتند و به مدیران توصیه کردند که قبل از خریداری آن یک نیازسنجی در‌مورد این نرم‌افزار در بازار هدف صورت گیرد، اما این کار هرگز انجام نگرفت و منجر به خسارات سنگینی برای شرکت Z شد.

شرکت Z در آن زمان خط تولید دیگری داشت که از محل درآمدهای آن سالانه ۵۰ میلیون دلار به حساب شرکت واریز می‌شد که تمامی درآمد حاصل از فروش این نرم‌افزار برای توسعه و آماده‌سازی عرضه‌ی محصول جدید یعنی ویجت هزینه شد. اما میزان فروش سال اول ویجت کمتر از ۵۰۰ هزاردلار گزارش شد و این شرکت در فروش این محصول هرگز نتوانست به مسیر درست بازگردد و همین رویکرد اشتباه باعث شد که کمپانی Z هرگز به روند سودآوری سابق برنگردد و همواره در سایه رقبا باقی بماند. جالب اینکه شرکتی که اکنون خط تولید پر سود آن محصول را خریداری کرده، درحال یکه‌تازی در بازار است.

اما واقعا چه اتفاقی افتاد؟ چطور عرضه‌ی محصولی از یک شرکت بزرگ خدمات مالی در بازار با شکست مواجه شد؟ شاید تصور اشتباه مدیران شرکت Z مبنی براینکه همه‌ی کارها در شرکت خدمات مالی معروف انجام شده و آنها تنها با عرضه‌ی این محصول، پول خوبی به جیب خواهند زد، موجب این ضرر هنگفت شده باشد. درحقیقت باید گفت که این محصول درواقع یک نرم‌افزار درون سازمانی بوده و شاید نیازهای اساسی بازار هدف را دربر نگرفته بود. شاید اگر مدیران شرکت Z کمی به خود زحمت می‌دادند و با انجام یک تحقیق مناسب در مورد نیازهای فعلی بازار، ویجت را روانه‌ی بازار می‌کردند، این شرکت نجات پیدا می‌کرد.
۲- شناسایی بازار و مخاطبین هدف

قبل از هر کاری شما باید تحقیق کنید و ببینید مشتریان شما چه کسانی خواهند بود؟ علاقه های آنان چه چیزهایی است؟ کدام روش معرفی تاثیر بیشتر دارد؟ در این راه تحقیقات اولیه بازار می تواند کمک زیادی به شما کند. تهیه یک نمونه آزمایشی محصول و گرفتن بازخوردهای مشتریان می تواند سرنخ های خوبی برای معرفی و فروش به شما بدهد. البته باید این کار در مدت زمان محدود و با توجه به هزینه های پیش بینی شده باشد و در این مدت میزان استقبال و فروش را بررسی کنید.
۳- اقدام خیلی سریع

بعد از مرحله اول باید فوراً تبلیغات را شروع کنید. این تبلیغات می توانند بسته به موقعیت و اهداف شما بزرگ یا کوچک باشند. تبلیغات در شهر (بیلبوردها، تابلوهای کوچک، و …. ) تبلیغات در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی. برای اقدام با کیفیت تر بهتر است تحقیقی در مورد مخاطبین هر نوع تبلیغات داشته باشید مثلاً بررسی کنید مشتریان احتمالی شما در اینترنت هستند یا در سطح شهر. برای موثرتر کردن معرفی محصول خود باید ویژگی محصولات را بیان کنید و از مزایای آن نسب به دیگر محصولات مشابه صحبت کنید. سعی کنید یک حالت منحصر به فرد در محصول خود پیدا کنید و در معرفی محصول بر آن تاکید داشته باشید.
۴. سرمایه‌های بالقوه و رایگان تبلیغاتی

استفاده از سرمایه‌های بالقوه و رایگان تبلیغاتی در مسیر عرضه‌ی اولیه‌ی محصول، به حداکثری‌شدن خروجی عرضه، کمک قابل توجهی می‌کند. اهرم‌های رایگان اقتصادی در اینجا به‌معنای استفاده از سرمایه‌ی کم برای به‌دست‌آوردن درآمد زیاد است. استفاده از این تعریف، به مدیران برنامه‌ریزیِ عرضه‌ی محصول کمک می‌کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب با کمترین هزینه در مسیر اهداف حرکت کنند. حتی شرکت‌های کوچک با بودجه‌های کم، نیز می‌توانند با تکیه برهمین اصل، به دستاوردهای بزرگی دست پیدا کنند.

با استفاده از سرمایه‌های بالقوه‌ی تبلیغاتی، شما سریع‌تر رشد می‌کنید، جامعه‌ی مشتریان خود را سریع‌تر بسط می‌دهید و سریع‌تر به درآمد می‌رسید نتایج زنده کسب و کار خود را بهتر درک میکنید.

لحظه‌ای را تصور کنید که کارمندان، دوستان، خانواده، مشتریان، شرکا، سرمایه‌گذاران، رسانه‌ها و سایر نهادهایی که با آنها در ارتباط هستید و در موفقیت عرضه‌ی محصول شما نقش دارند، درمورد محصول شما صحبت کنند؛ یک نفر با دو نفر صحبت می‌کند، آن دو نفر با چهار نفر دیگر و آن چهار نفر با هشت نفر و … . به‌همین‌صورت نام محصول شما دهان‌به‌دهان می‌چرخد و بدون صرف هزینه‌ای از جانب شما، موجب اعتبار آن می‌شود. پس برای این سرمایه‌های بالقوه‌ی خود فرصت مناسبی برای صحبت‌ باشید.
عرضه‌های موفق اغلب به واسطه‌ی استفاده‌ی حداکثری مدیران شرکت از تمام قوای بالقوه برای تبلیغات و کسب اعتبار برای محصول اتفاق می‌افتند. تبلیغات کلامی قدرتی بیش از عرضه‌ی اولیه محصول دارد و باعث گسترش سریع آوازه‌ی محصول در بازار می‌شود که این موضوع کمک شایانی به بازاریابان شرکت می‌کند. هرم تبلیغاتی شما می‌تواند شامل کارمندان و افراد شرکت خود، شرکا، آنالیزورهای صنعت، مدیران، رسانه‌ها باشند که هرازچندگاهی فقط از محصول شما در مقابل دیگران تعریف کنند. البته افراد دیگری را نیز می‌توان به این هرم تبلیغاتی اضافه کرد. بیشتر فکر کنید!

۵ ـ افراد بانفوذ و تأثیرگذار را پیداکرده و از آن‌ها بخواهید درباره محصول شما صحبت کنند

در بازار هدف شما افراد بانفوذ و مؤثری وجود دارند که همه به آن‌ها احترام می‌گذارند. این افراد فالوئرها، طرفدارها و مشترک‌های بسیاری دارند که بلافاصله به توصیه‌ها و نظرات آن‌ها واکنش نشان می‌دهند. همان‌طور که پنی بالدوین، CMO در شرکت McAfee می‌گوید، «۸۰ درصد تأثیرگذاری اینترنت به‌واسطه تنها ۶ درصد کاربران آن صورت می‌گیرد.»

این مقاله که در Forbes.com منتشر شد، در ادامه می‌نویسد «استفاده از افراد بانفوذ برای صحبت درباره محصول شما یک کمپین مبتنی بر اعتماد است و آن‌هایی که به‌عنوان افراد تأثیرگذار یک برند انتخاب می‌شوند، باید این توانایی را داشته باشند که محتوای معناداری را ارائه نمایند تا علاقه به برند در اجتماعشان بیشتر شود.»

آشر الران، یکی از طرفداران SimilarWeb و BuzzSumo در WebDS به من گفت: «من می‌توانم با استفاده از ابزارهای نرم‌افزاری، درست مانند راند فیشکین از شرکت Moz تأثیرگذار باشم. شما باید به وب پابلیشرهای بزرگ به‌مثابه بلندگویی نگاه کنید که صدای شما را به همه می‌رساند. این‌ها دریچه‌هایی هستند که تلاش‌های شما را به گوش همگان می‌رسانند و بین شما و افراد بانفوذ ارتباط برقرار می‌کنند. نه‌تنها باید از آن‌ها یاد بگیرید بلکه می‌توانید با استفاده از آن‌ها رؤیت پذیری خود را افزایش دهید، البته به شرطی که وقت بگذارید و تأثیر واقعی روی سایت آن‌ها داشته باشید. درواقع این کار مانند نوعی توافق و دست دادن دیجیتال به یکدیگر است، البته اگر بخواهید.»

اگرچه درخواست از افراد بانفوذ برای صحبت درباره محصولات شما در وبلاگ یا وب‌سایت و رسانه‌های اجتماعی‌شان گام هوشمندانه‌ای است، اما استفاده از خدماتی مانند ClearVoice.com یا Klout.com هم می‌تواند باعث شود افراد بانفوذ پیرامون شما، به مخاطبان متنوع‌تری دست پیدا کنند. ازآنجاکه هر دو این سایت‌ها کمپین‌هایی را با استفاده از افراد بانفوذ برگزار می‌کنند و به تولیدکنندگان محتوای آنلاین امتیاز می‌دهند، مردم محتوای این سایت‌ها را معتبرتر و جذاب‌تر می‌دانند. بدین ترتیب تلاش شما برای معرفی محصولتان با موفقیت بیشتری همراه خواهد شد چرا که مردمی که درباره محصول شما حرف می‌زنند و برای آن تبلیغ می‌کنند این کار را در یک اجتماع آنلاین معتبر انجام می‌دهند.