بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور پویا جهش -بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور

تکنولوژی اطلاعات، روش کارکرد افراد،سازمانها و دولت ها را دگرگون کرده و امور اقتصادی و اجتماعی و حتی طرز تفکر مردم را تغییر داده است. آموزش، بهداشت، صنعت و تولید، تجارت، بانکداری، خدمات و حتی نحوه گذراندن اوقات فراغت همه تحت تاثیر آثار و تغییرات این تکنولوژی قرار گرفته­اند. تکنولوژی بانک اطلاعات مشاغل باعث ایجاد مشاغل جدید، صنایع نوین و خلاقیتهای پیاپی شده است. از طرف دیگر در عصر بمباران اطلاعاتی و روند سریع جهانی شدن همراه باحرکت سریع سازمانها به سمت دانایی محوری بسیاری از سازمانها و شرکتها ناگزیرند به منظور ایجاد توان رقابتی توجه ویژه ای به نشر هرچه بهتر و بیشتر تولیدات وکالاهای خود از طریق فناوری اطلاعاتی و تکیه بر فضای سایبرنتیک معطوف دارند. کشورهای در حال توسعه برای عبور از مرحله تولید سنتی و رسیدن به تولید انبوه فرآیند دشواری در پیش رو دارند بیش از هر چیز سازمانها و کارخانه­ های صنعتی به دلیل کمبود وقت کارکنان و نیاز به انطباق آنها با تغییرات جهانی نیازمند استفاده از روشهای جدید و آشنایی با دنیای مدرن از طریق فضای سایبرنتیک هستند .

از طرفی نیاز روز افزون سازمان ها به تکنولوژی جدید و فرایندهای سازمانی متغیر باعث شده است فرایند تجارت الکترونیکی اهمیت بسیارداشته باشد. تا چند دهه قبل تجارت منحصر به روش متعارف و سنتی بود اما با گذشت زمان و توسعه شبکه جهانی اینترنت همراه با شتاب گرفتن تغییرات در سازمانها و تغییر شکل و ساختار فضای اقتصاد جهانی لزوم روی آوری به روشهای جدیدی که به صرفه جویی در زمان و هزینه ها منجر شود احساس می­شود. یکی از مهمترین دغدغه­ های متولیان مقوله تجارت الکترونیک پیاده­ سازی سیستمی مناسب برای ارائه آن در سازمان بوده است تا بتوان به پشتوانه آن بیشترین بهره را از زمان و هزینه صرف شده به دست آورد.

از دیگر سوی در عرصه تجارت، رقابت و ایستادگی در مقابل رقبا، امری اجتناب ناپذیر است. مؤسسات بازرگانی برای بقای خود تلاش می­کنند و به منظور رقابت از ابزارهای گوناگونی بهره می­گیرند. با عنایت به تغییرات بازار در سالهای اخیر و تغییر شرایط از تولید محور به مشتری محور، در حال حاضر مصرف کنندگان بازیگر اصلی بازار کالاها و خدمات محسوب می­شوند و شناخت اندیشه، عقاید، ارزشها، نگرش­ها، باورها و نیازهای آنها، امری ضروری به نظر می­رسد. با تکیه بر این شناخت، تولید بهینه کالاهای فعلی، اطلاع از ویژگی کالاهای مورد نیاز مصرف­ کنندگان و بالاخره خلق محصولات متنوع براساس خواسته­ های متعدد مصرف­ کنندگان، امکان پذیر خواهد بود و موجب موفقیت و کامیابی مؤسسات و مهم تر از آن رضایت مصرف­ کنندگان خواهد گردید. نکته مهم در این میان این است که تنها شناخت خواسته مصرف­ کنندگان به تنهایی کافی نیست کارکنان سازمان به عنوان بازوی اجرایی سازمان در امر تبدیل خواسته­ ها به محصولات باید نه تنها به لزوم توجه به خواسته مشتری باور داشته باشند بلکه باید انگیزه و توان پاسخگویی به نیازهای آنان را نیز داشته باشند. به عنوان مثال برای بهبود محصولات تولیدی و رفع عیوب آنها لازم است. کارکنان از نیازها و خواسته­ های مشتری اطلاع جامع داشته باشند و براساس آن نیز رفتار کنند. برای رسیدن به اهداف سازمانی و کاهش هزینه ها، مدیران سازمانها به تجارت الکترونیکی رو می آورند. امروزه سازمانها بخش قابل توجهی از منابع خود را به تجارت الکترونیکی اختصاص می دهند. مسلم است که شیوه های سنتی تجارت برای تعداد زیاد و متنوع کالاها و خدمات زمانبر، هزینه بر و سخت است. زمانی که در یک وضعیت پایدار و مخاطبین زیادی نیازمند دستیابی به کالاها و خدمات هستند، تجارت الکترونیک بهترین پاسخ است.
کار مستقل، آزادی می‌آورد و تکنولوژی‌های جدید این امکان را فراهم کرده‌اند که هر روز متخصصان بیشتری به این کارها روی بیاورند. بعضی از مردم فکر می‌کنند از این طریق بیشتر پول در می‌آورند. اما بخت همیشه با کسانی که اهل ریسک هستند، یار نیست.
در سال ۲۰۰۵، «نیل پالک» ۲۰ ساله که فارغ‌التحصیل رشته مهندسی بود در یک شرکت نرم‌افزار کار می‌کرد که کارش، ارائه خدمات به صندوق‌های سرمایه‌گذاری کانادایی بود. او می‌گوید: «همکارانم را دوست داشتم و کارم به اندازه کافی جذاب بود.»
او در ساعات استراحتش، کدنویسی یاد گرفته بود تا اپلیکیشنی برای اسکیت‌بازها طراحی کند که از بهترین صحنه‌های اسکیت‌بازی خود ویدئو درست کنند و به اشتراک بگذارند. او می‌گوید: «این اپلیکیشن، اصلا خوب از آب در نیامد اما از اینکه توانستم چیزی خلق کنم لذت بردم. آن موقع بود که فهمیدم می‌توانم با انجام کاری که دوست دارم پول دربیاورم.» به این فکر افتاد که کار مستقل انجام دهد اما با مخالفت والدینش مواجه شد که از ایرلند به کانادا مهاجرت کرده بودند.با این حال، او پافشاری کرد. سرانجام از کارش استعفا داد و به‌عنوان یک توسعه‌دهنده وب مستقل به ارائه خدمات پرداخت. او ارتباطات چندانی نداشت پس شروع کرد به ایجاد یک شبکه ارتباطی و نامش را گروه «Meetup» گذاشت. او می‌گوید: «این‌طوری همیشه در جریان هستی و با آدم‌های جدید دیدار می‌کنی.»
همه چیز خیلی خوب پیش رفته. او حالا برای خرده‌فروشان صنعت مبلمان، وب‌سایت طراحی می‌کند. در سال ۲۰۱۵ یک فرصت بزرگ بر سر راهش قرار گرفت. لیگ فوتبال آمریکایی از او خواستند برایشان یک اپلیکیشن طراحی کند. او می‌گوید: «شانس در خانه‌ام را زده بود. در همسایگی‌ام یک شرکت بازاریابی ورزشی بود که این کار را از طریق آنها پیدا کردم.»
مدتی بعد برادرش نیز به او پیوست و حالا او دو کارمند دارد که در دفتری در تورنتو در کنار هم کار می‌کنند. وقتی حجم کارهایش زیاد می‌شود، از کارکنان مستقل دیگر که در گروه ارتباطی‌اش هستند، درخواست کمک می‌کند. حالا این گروه ۱۴۰۰ عضو دارد. بسیاری از اعضا درست مثل خودش هستند، متخصصان جوانی که تعریف والدینشان از «شاغل بودن» را پشت سر گذاشته و به دنیایی پیوسته‌اند که قانونش این است: «چیزی را که شکار کردی بخور» (این قانون می‌گوید بهترین لذت دنیا این است که به جنگل بروی و خودت شکار کردن را یاد بگیری و زنده بمانی، به جای اینکه یک فرد ماهر، همراهت شود و امنیتت را تضمین کند).
نیل یکی از نخستین کسانی است که به این گرایش جدید پیوست؛ موج عظیم مهاجرت از کار سنتی به کار مستقل.
رانندگان Uber و Lyft در هر ساعت تنها ۵۵/ ۸ دلار درآمد دارند. آیا اقتصاد گیگی دوام خواهد آورد؟
تحقیقاتی که اخیرا به سفارش دولت اونتاریو انجام شده نشان می‌دهد نرخ رشد مشاغل آزاد دو برابر مشاغل سنتی است. البته واژه «گیگ» ابتدا بین نوازندگانی رایج شد که موقتا با یک گروه موسیقی همکاری می‌کردند. به این همکاری موقت، گیگ می‌گفتند. نویسندگان و بازیگران سال‌هاست که به این شیوه کار می‌کنند و از یک پروژه به پروژه دیگر می‌روند. برای آنها این یک سبک زندگی است. اما حالا، کار کردن به سبک گیگی از جامعه هنرمندان فراتر رفته و به سایر طبقات سرایت کرده. حالا کسانی در صف کارهای گیگی ایستاده‌اند که در زمینه‌های مختلفی مثل IT، منابع انسانی، مالی و حسابداری تخصص دارند و از یک کار گیگی به کار دیگر می‌روند، فارغ از کارفرمایان سنتی. در سال ۲۰۱۶، موسسه مشاوره منابع انسانی «رنداستد» طی یک نظرسنجی از کارکنان کانادایی دریافت که از هر چهار نفر، یک نفر به‌صورت مستقل کار می‌کند و کارکنان حوزه IT و مهندسان بیشتر به این کارها گرایش دارند. بر اساس مطالعات اخیر در آمریکا، کارفرمایان و کارکنان پیش‌بینی می‌کنند که تا سال ۲۰۲۵، بیش از نیمی از کارکنان آمریکایی در یک محیط «چابک» کار خواهند کرد، به‌عنوان کارکنان قراردادی، مشاوران مستقل و کارکنان موقتی. وب‌سایت لینکدین تخمین زده که ۴۳ درصد نیروی کار آمریکا دست کم گاهی کارهای مستقل انجام می‌دهند.بسیاری از کارکنان، خواه ناخواه تحت تاثیر اقتصاد گیگی قرار گرفته‌اند چون کارفرمایان گاهی ترجیح می‌دهند پروژه‌ها و وظایف را به افرادی خارج از سازمان محول کنند. هر روز از تعداد کسانی که به اصطلاح «شغل واقعی» دارند کاسته می‌شود و منظور از شغل واقعی، کار تمام‌وقت است. طبق گزارش اداره آمار کانادا، در سال ۲۰۱۶ کارفرمایان ترتیبی دادند که نیمی از مشاغل رده پایین، به کارکنان نیمه‌وقت محول شوند و از هر کارمند نیمه‌وقت، یکی از آنها قراردادی است که قراردادش بعد از مدتی تمام می‌شود. در وضعیت فعلی که حقوق مشاغل سازمانی افزایش نمی‌یابد، همان بهتر که کارکنان مستقل، مستقل بمانند. طبق تحقیقات شرکت نرم‌افزار حسابداری «Freshbooks»، ۶۷درصد کارکنان به امید حقوق بهتر، کار ثابت خود را رها می‌کنند و به کارهای مستقل روی می‌آورند.
Freshbooks، درست مثل رقیبانش Xero و Sage نقشی در اقتصاد گیگی دارد. این شرکت‌ها به کارکنان مستقل این امکان را می‌دهند که خودشان کارهای حسابداری خودشان را انجام دهند و از طرف دیگر، ابزارهای ارزان را در اختیار حسابداران مستقل می‌گذارند تا بتوانند امور مالی مشتریانشان را مدیریت کنند. پیشرفت تکنولوژی به این گروه از کارکنان این امکان را داده که یک‌جور دیگر کار کنند. حالا به لطف ابزارهای ارتباطی می‌توانید با مشتریانی از اقصی‌نقاط جهان کار کنید و جلسات مجازی را جایگزین ملاقات‌های حضوری کنید. اپلیکیشن‌هایی مثل TaskRabbit، Uber و Lyft میان کارکنانی که حرفه‌ای بلدند با مشتریانی که به خدمات نیاز دارند، ارتباط برقرار می‌کنند و تعداد این اپلیکیشن‌ها با سرعت سرسام‌آوری رو به افزایش است. در هفته چند ساعت بیکار هستید؟ آیا آپارتمانی دارید که اغلب اوقات خالی است؟ آیا می‌خواهید آخر هفته‌ها کار حسابداری انجام دهید؟ کافیست در یکی از این اپ‌ها ثبت‌نام کنید یا یک نرم‌افزار ساده بخرید و کسب‌وکارتان را شروع کنید. ابتدا، بسیاری از ناظران و تحلیلگران از این اپلیکیشن‌ها به‌عنوان ابزارهایی یاد می‌کردند که در «اقتصاد مشارکتی» نقش دارند اما چون در بسیاری از این فعالیت‌های تکنولوژی محور، پول نیز پرداخت می‌شود، عبارات دیگری مثل «اقتصاد پلت‌فرمی» و «اقتصاد به محض تقاضا» نیز رواج یافته است. این واژه‌های جدید، همه و همه به یک جنبه اشاره دارند؛ انفجار مشاغل مستقل. شاید هم چاره‌ای جز این ندارند و می‌خواهند از این شرایط به بهترین نحو استفاده کنند اما بسیاری از کارکنان مستقل می‌گویند این انتخاب خودشان بوده است تا آزادی عمل داشته باشند.
سارا فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی و ساکن کالیفرنیاست که برای استارت‌آپی به نام«WeWork» کار می‌کند. کار او، تولید آگهی‌های تبلیغاتی با استفاده از تکنیک‌های مستندسازی است. او می‌گوید: «من آموزش فیلم‌سازی ندیده‌ام، اما قبلا عکاس بودم و وقتی برای اولین‌بار با دوربین SLR فیلمبرداری کردم، انگار ذهنم جرقه زد.»سارا می‌گوید: «ارزش‌ها تغییر کرده. من مزایای یک کار سنتی را ندارم اما این مزایا را معمولا فرد دیگری تعیین می‌کند. مزایای کار من این است که زندگی‌ام توازن دارد و هدفمند است. من دنبال این نیستم که خوشحالی را در لحظات فراغتم پیدا کنم.» حرف‌های او ما را به یاد کتاب‌های معروف دهه ۱۹۶۰ می‌اندازد. یکی از نویسندگان آن دوران، چارلز ای. رایش بود که در کتابش این‌گونه نوشت: «برای بسیاری از آمریکاییان، کار، بی‌معنا، خسته‌کننده، کسل‌کننده، بردگی و نفرت‌آور است، که باید آن را تحمل کرد در حالی که زندگی، به اوقات استراحت محدود شده است.» و انگار این سبک نوظهور، همان رویای آمریکاییان در دهه ۱۹۶۰ است؛ کار کردن بدون رئیس یا به اصطلاح آقا بالا سر.
شرکت آمریکایی «WEWork» کارش را در سال ۲۰۱۰ در نیویورک آغاز کرد و حالا در نقاط مختلف دنیا دفتر دارد. کار این شرکت، ارائه خدمات کسب وکار و طراحی و فراهم آوردن فضاهای کار مشترک برای کارآفرینان و شرکت‌هاست. این شرکت، هم فضاهای مجازی طراحی می‌کند، هم واقعی. فرقی نمی‌کند که به دنبال چه فضایی هستید، یک اتاق کنفرانس، یک میز کار برای مدت کوتاه یا یک فضای بزرگ برای راه‌اندازی شرکت‌تان. با کمک این شرکت، کارآفرینان می‌توانند هزینه‌هایشان را کاهش دهند و از یک فضا به‌طور مشترک استفاده کنند. اعضای این شرکت از امکاناتی مثل بیمه درمانی، شبکه اجتماعی داخلی، رویدادهای اجتماعی و ورکشاپ‌ها برخوردارند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ از فضاهای این شرکت استفاده کرده‌اند، مثل دفتر Airbnb در برلین، دفتر آمازون در بوستون و ساختمان IBM در نیویورک. به گزارش وب‌سایت فاکس‌بیزنس، این شرکت نحوه زندگی و کارکردن بسیاری از مردم را دگرگون کرده است.

بازاریابی روش های گوناگونی دارد. آنچه کسب و کار را موفق می کند، در اختیار داشتن بانک موبایل اصناف و مشاغل کشور است. نگرش مناسب برای جذب توجه مشتری و تبلیغ برند در پدید آوردن یک کمپانی پایدار و سودآور اصل انکارناپذیری است.

۱- مهم ترین نکته در ترفند های بازاریابی سال ۹۸ این است که “چرای” خود را بشناسید. تنها کافی نیست که کمی سریع تر یا ارزان تر از رقبای خود باشید. مشتریان بالقوه تان می خواهند بدانند که چرا کسب و کار شما در حال انجام است.مردم چیزی را که شما انجام میدهید را نمی خرند ،آنها شما را برای اینکه چرا در حال انجام چنین کاری هستید برمی گزینند.

۲- در پیام و علامت تجاری خود ثابت قدم باشید.مردم باید بدون توجه به اینکه کجا شما را می بینند،شما را بشناسند. همچنین لطفا مطمئن شوید که همه ی پیام های شما دارای املا صحیح هستند.

۳- از رسانه های اجتماعی استفاده کنید،اما لازم نیست که در همه ی زمینه ها فعال باشید. تنها به دلیل اینکه رسانه های اجتماعی بسیاری وجود دارد، آن بدین معنا نیست که شما نیز باید در همه ی آنها فعال باشید. به آنچه که مشتریانتان استفاده می کنند توجه کنید و از آنها استفاده کنید.

۴- یکی از ترفند های بازاریابی سال ۹۸ داشتن یک سایت حرفه ای است. اطمینان حاصل کنید که یک وب سایت دارید و اغلب آن را آپدیت کنید. در عصر دیجیتال اگر کسب و کارتان دارای وب سایت یا حتی یک وب سایت موبایل نباشد به طور عمده کسب و کارتان از دست رفته است. مردم برای خدمات و محصولات شما جستجوی آنلاین دارند،بنابراین مطمئن شوید که در آنجا هستید.

۵- در ترفند های بازاریابی سال ۹۸ فراخوان را فراموش نکنید! در هر نقطه ای که مشتریتان با بازاریابی شما در ارتباط است ، آنجا باید یک فراخوان باشد که منجر به ارتباط با صفحه ی تماس، یک صفحه ی ورود، یک فرم انتخاب و غیره شود.

۶- وبلاگ. برای مردم دلیلی برای بازگشت به وب سایتتان بسازید. وبلاگ و راهنمایی ها، موارد مطالعاتی، آخرین محصولات _ اطمینان حاصل کنید که آنها دلیلی برای بازگشت به وب سایت شما را دارند.

۷- بازاریابی ایمیلی. با اجازه ی مشتریانتان ایمیل آنها را جمع آوری کنید، و به انها در مورد فروش و وقایع جدید ایمیل دهید. حتی شما می توانید که پیام ها را فیلتر کنید که فقط افراد خاصی دریافت کنند.

۸- یک شبکه ی ارجاع بسازید . ارجاع کلامی قدرتمندترین نوع تبلیغات است، بنابراین ایجاد ارتباط با متخصصین و دیگر کسانی که شما با خوشحالی می توانید مشتریانتان را به آنها و کسانی که قادر به راهنمایی خوب در مورد کسب و کار شما هستند رجوع دهید.

۹- شراکت با دیگر تجارت ها برای پیشرفت دوگانه . همکاری بازاریابی یک موقعیت برد دو طرفه است که اساسا” دو تیم برند در یک کمپین یا بخشی از محتوا مثل وبینار ، کتاب الکترونیکی، یا حتی یک رقابت خاص شرکت می کنند. هر شرکت در معرض مخاطبِ دیگری قرار میگیرد.

۱۰- ارسال تعطیلات فصلی و کارت های تشکر دست نویس به مشتریان سابق و فعلی،همکاران تجاری،متخصصان و سفیران نام تجاری(برند) شبکه ارجاعی و دوستانی که به شما کمک کرده اند یکی دیگر از ترفند های بازاریابی سال ۹۸ است.

۱۱- میزبان یک گفتگوی زنده ،یا یک جلسه ی پرسش و پاسخ باشید. این یک راه عالی برای ایجاد ارتباط با با مخاطبین آنلاین شما است و اینکه دنبال کننده های جدید به دست آورید. گفتگوی زنده اجازه می دهد که محیطی عالی برای پاسخ به سوالات مشتریان ایجاد شود، و واقعا بازاریابی شما را بشناسند و در مورد آن بیشتر یاد بگیرند.

۱۲- پاسخ به سوالات در انجمن ها و سایت های پاسخگویی. به مردم با مشاوره رایگان در مورد موضوعات مرتبط با محصولات و خدمات خود کمک کنید. با این کار اعتماد آنها را جلب می کنید و متخصص تر به نظر می رسید.

۱۳- جمع بندی داشته باشید؛ یک صورتجلسه مناسب با تمام جزئیات، تنها راه شما برای ماندگاری در ذهن مخاطب است.

۱۴- نه دروغ بگویید و نه همه چیز را هم بگویید؛ تاکنون تجربه ای را نداشته ام که قراردادی به علت عدم افشای تمام اطلاعات در اولین جلسه منحل شده باشد. در نظر داشته باشید که در جلسات اول فروش، اغلب به دنبال ایرادات احتمالی هستند.

۱۵- تمرین داشته باشید؛ بهترین پیشنهاد این است که در مقابل آینه بایستید و با خودتان صحبت کنید و یا از خودتان فیلمبرداری کنید تا بتوانید ایرادات احتمالی را ببینید.

۱۶- فراموش ننمایید؛ تکرار و تمرین باعث می شود که موضوعی را فراموش نکنید.

۱۷- از همه مهمتر اینکه زبان بدن Body Language مناسب داشته باشید؛ شما باید با حرکات بدن و صورت جلب اعتماد کنید، در غیر این صورت بدون آنکه شخص مقابل دلیل قانع کننده ای داشته باشد نسبت به صحبت های شما جبهه می گیرد.

۱۸- اطلاعات را به روزرسانی کنید؛ ارائه یک آمار قدیمی نه تنها تمام زحمات شما را برای جذب فرد مورد نظر زیر سوال خواهد برد بلکه حس مواجهه با دروغ و بی اعتمادی را در فرد تشکیل خواهد داد که موجبات هرگونه تلاش مجدد برای جذب دوباره فرد را با ناکامی مواجه خواهد کرد.

۱۹- ایده های خود را درست بیان کنید؛ اگر نتایج حاصل از ایده های بازاریابی به شکل درست ارائه شوند، مخاطبان در جلسه اول کمتر به دنبال روش و فرایند می روند.

۲۰- کارت ویزیت ارائه کنید؛ کاملا ضروری است که کارت ویزیت خود یا شرکت یا حتی کاتولوگ نمونه محصول را به همراه داشته باشید. در غیرانصورت مخاطب در مورد جایگاه شما در شرکت دچار سردر گمی می شود.

بانک اطلاعات برنج فروشی های کشور

آخرین بروزرسانی مرداد ۱۳۹۸

تعداد ۳ هزار مورد کل کشور

شامل نام مدیر – نام واحد صنفی – تلفن ثابت – موبایل – آدرس دقیق – نام شهر و استان  میباشد.

صحت اطلاعات ۷۰ درصد

این لیست جنبه تبلیغاتی دارد و قطعا فروشتان را افزایش خواهد داد.

تبلیغات هدفمند بازدهی بالاتری دارد و هزینه نیست سرمایه گذاری است.

این بانک اطلاعات اصناف به صورت دستی و تک به تک توسط بازاریابان جمع آوری شده
و این امر بر کیفیت و صحت بانک شماره موبایل تاکید دارد.

دریافت خودکار لینک دانلود این محصول بلافاصله پس از پرداخت آنلاین با تمامی کارت های عضو شتاب

(این محصول بصورت اورجینال ارائه میگردد.)

قیمت این بانک شماره موبایل، ۳۸۰ هزار تومان می باشد

خرید

اقتصاد را از یک منظر می توان به سه دسته تقسیم کرد :

۱) موج سازان :

منظور شرکت هایی هستند که همواره نوآور بوده و استراتژی آن ها این است که اگر قرار است موجی بیاید ما باید سازنده آن باشیم.

بدیهی است که این شرکت ها از قدرت تحمل شکست بالایی برخوردارند و ضمن بهره مندی از نیروهای خلاق و مدیران جسور به صورت دایم در جست وجوی پاسخ به نیازهای بشر با ارائه محصولات جدید هستند.

هر چند آمارها نشان می دهند که قسمت اعظم محصولات نو تا به حال در دنیا شکست خورده اند اما باز هم موج سازان به علت بهره مندی از محصولات موفق شان ریسک شکست را هم می پذیرند.

۲) موج سواران :

اینها استراتژی چریکی دارند و با هوشیاری موج سازان را تعقیب می کنند و نمی گذارند فاصله شان با موج سازان زیاد شود.

موج سواران تخصص بالایی در الگوبرداری آگاهانه دارند. لازم است برای تقلید کورکورانه و الگوبرداری آگاهانه تفکیک قایل شویم.

اتفاقا این شیوه عمل برای بسیاری از شرکت های ایران توصیه می شود و ضمن حضور در بازار جهانی از ریسک موج ساز بودن هم می کاهد.

۳) اسیران موج :

اینها شرکت هایی هستند که تحولات محیط را نمی بینند و همواره به صورت سنتی عمل می کنند. در حقیقت این موج تغییر و تحولات بازار است که برای این دسته تعیین تکلیف می کند و بدیهی است این بنگاه ها همچون زورقی بی اختیار در دست موج اسیر بوده و چه بسا موج آن ها را به صخره بکوبد.

حتما هم از این دسته شرکت ها زیاد سراغ دارید که قبلا وجود داشته اند اما امروز اثری از آن ها نیست.

در دنیای رقابتی پرچالش عصر جدید یا باید موج ساز باشید و یا موج سوار، در غیر این صورت اسیر موج می شوید. شرکت های موج ساز و موج سوار با بهره گیری از وجوه تمایز نسبت به بازارسازی اقدام می کنند.

منظور از بازارسازی این است که چگونه یک محصول را در بازار جا بیندازیم و برای آن بازار سازیم.
بازارسازی و بازاریابی از جمله مفاهیم پرکاربردی است که سابقه آن را می‌توان به عمر خرید و فروش و تجارت مرتبط دانست. در واقع دو واژه بازارسازی و بازاریابی از همان زمان آغازین تجارت به شکل پنهانی در فرآیند خرید و فروش وجود داشت اما به شکل‌های مختلف متصور می‌شد.

به عنوان نمونه بازاریابی در گذشته بیشتر به وسیله دفترچه‌های تبلیغاتی بوده اما امروزه از شبکه‌های اجتماعی، بانک اطلاعات اصناف و شماره موبایل اصناف ، ایمیل و رسانه‌های دیگر نیز در این امر استفاده می‌شود. یک کارشناس اقتصادی گفت: بازاریابی در زنجیره فروش از اهمیت بیشتری برخوردار است که البته باید جنبه‌های متفاوت آن را نیز در نظر داشت. محمدرضا نوروزی در گفت‌وگو با صمت تصریح کرد: در تفاوت بازارسازی و بازاریابی می‌توان این‌گونه مثال زد که شرکت سامسونگ کره برای ورود به بازار امریکا و بازارسازی در آن و برای اینکه بتواند با شرکت اپل که سهم قابل توجهی از بازار امریکا را در دست دارد، رقابت کند برای جلب توجه صاحبان «آی‌فون» در امریکا، به آنها امکان استفاده رایگان یک ماهه از گوشی‌های موبایل گلکسی نوت ۵ و گلکسی اس ۶پلاس را می‌دهد تا با این استراتژی وارد فضای مشترک بازار تلفن‌های همراه امریکا و افزایش سهم فروش خود شود. نوروزی ادامه داد: بعد از اینکه این استراتژی بازارسازی موفق می‌شود نوبت به بازاریابی می‌رسد. بعد از اتمام دوره یک ماهه و تحلیل میزان مشتریان ارجاعی از اپل به سامسونگ، مشخص شد در این مرحله فعالیت‌های بازاریابی برای حفظ این مشتریان نتیجه‌بخش بوده است. بنابراین می‌توان گفت بازارسازی مقدم بر بازاریابی است.

تقدم و تاخر بازاریابی و بازارسازی
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برای مفاهیم بازاریابی و بازارسازی دو دیدگاه عمده وجود دارد؛ عده‌ای از صاحب‌نظران بازارسازی را مقدم می‌دانند که با مفاهیم نوین بازار بیشتر هماهنگ است. زیرا فعالیت‌های بازارسازی و بازارسازان، پایه‌ریزی و پایش محصول در قبل و هنگام ورود محصول به بازار را شامل می‌شود. این در حالی است که فعالیت‌های بازاریابی هنگام و بعد از ورود محصول به بازار را دربرمی‌گیرد. نوروزی عنوان کرد: این در حالی است که گروهی دیگر که از متعصبان بازاریابی هستند بازاریابی را فرآیندی می‌دانند که بازارسازی را در خود دارد و در واقع بازارسازی را زیرمجموعه بازاریابی قلمداد می‌کنند. اما تقدم و تاخر نباید در کارکرد اساسی این دو مفهوم خلل وارد کند چون هر دو عامل از ابزارهای اساسی در حوزه افزایش فروش و جلب و نگهداری سهم بازار هستند.

تفاوت بازاریابی و بازارسازی
او با اشاره به تفاوت‌های بازاریابی و بازارسازی اظهار کرد: بازاریابی به معنی قدیمی آن، فقط «فروختن»، معنی و تعبیر می‌شود و در معنای جدید به مفهوم تأمین نیازهای مشتری است.نوروزی تصریح کرد: این در حالی است که بازارسازی فعالیتی است که در آن، پیشنهادهای فروش و خرید گوناگونی در قیمت‌های مشخص ارائه می‌شود و بدین وسیله بازار را آماده معامله با آن قیمت‌ها در زمان معاملات می‌کند. به همین ترتیب بازارساز نیز به معامله‌گری گفته می‌شود که پیشنهادهای دو طرفه خرید و فروش را ارائه می‌کند و بازاری دو طرفه برای سهم مورد نظر به وجود می‌آورد. به گفته این کارشناس اقتصادی، باید توجه داشت که بازارسازی فقط افزایش فروش نیست و به بیان دیگر یک فعالیت فرآیندی است که شامل فرآیندهای متفاوتی اعم از بهینه‌سازی معرفی محصول و افزایش سهم در بازار می‌شود. وی ادامه داد: از تفاوت‌های دیگر بازاریابی و بازارسازی این است که در بازاریابی تمرکز بیشتر بر فروش کالای موجود است اما در بازارسازی واحدهای مختلف بنگاه مانند واحدهای تحقیق و توسعه به دنبال تهیه چک لیست نیازهای مشتریان و حتی پیش‌نیازهای مشتریان بازار آن صنف‌اند و زمانی که بازارسازی انجام شد نوبت به بازاریابی می‌رسد؛ به بیان دیگر بازارسازی یک گام قبل‌تر از بازاریابی است و مهم‌تر از آن، چراکه اگر بازارسازی به صورت صحیح انجام نشود بازاریابی نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

اهداف مشترک بازاریابی و بازارسازی
نوروزی ادامه داد: هر دو فعالیت بازاریابی و بازارسازی اهداف مشترکی را در مسیر اعتلای شرکت دارند که از جمله می‌توان به بهبود موقعیت شرکت در بازار، افزایش رضایت مشتری، تقویت چهره شرکت، ارتقای سابقه شرکت، افزایش فروش، جذب مشتری بیشتر، شهرت نشان(برند) شرکت اشاره کرد.

راهکارهای ارتقای بازارسازی
او تصریح کرد: موضوعاتی که می‌تواند بازارسازان را در زمینه فعالیت‌های مورد هدف یاری کند، تقویت برخی مهارت‌ها مانند گرایش متمرکز به بازار و شناخت دقیق نیاز مشتریان، بازارشناسی اصولی و منطقی محصولات تولید شده یا خدمات آماده ارائه و جست‌وجو برای یافتن مناسب‌ترین بازار برای محصول است.

بازارسازی، به دنبال گسترش بازار کار
در حوزه بازار ۸ ماموریت وجود دارد که ۲ مورد از آنها بازاریابی و بازارسازی است. بازارسازی به این معنی است که در گسترش بازار کار خود اقدام به جذب مشتری‌های بالقوه کنیم. از سوی دیگر در بازارسازی به دنبال برخی تمایزها هستیم که ضمن حفظ بازار، آنها را از سایر بازارها متمایز کرده تا مشتری‌های بالقوه را به سمت بازار بکشانیم.وی ادامه داد: در بازارسازی به دنبال جذب بازارهایی هستیم که تا به حال نداشته‌ایم و در آن بر اساس ایجاد خدمات و تولید کالاهای جدید به سمت تصاحب بازار جدید می‌رویم. به طور معمول در بازارسازی باید در آن بخش از بازار که از آن برخوردار نبودیم فهمی ایجاد کنیم که پیش از این از آن ما نبوده است. به گفته منوچهری، در بازاریابی به دنبال چیزی هستیم که در گذشته آن را ایجاد و براساس تقسیم‌بندی هدفگذاری کرده‌ایم و بر این اساس باید به دنبال تقویت ۳ بخش تقسیم بندی، هدفگذاری و جایگاه ذهنی باشیم. این کارشناس بازار کارتصریح کرد: بازارسازی فضای بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد اما بازاریابی به دنبال حفظ این فضاست. به عنوان نمونه اگر زمانی ۷۰ درصد میوه‌های یک شهر سرمازده شده باشد و بخواهیم چاره‌ای برای ۳۰درصد باقی مانده بیندیشیم این امر در بازارسازی، بررسی و ترسیم فضایی با عنوان سردخانه خواهد بود. به این ترتیب در بازارسازی امکان‌سنجی می‌کنیم و پیگیر مواردی هستیم تا میزان را افزایش دهیم. این در حالی است که در بازاریابی درصددیم فضایی را به وجود آوریم تا ارزش افزوده و خدمات را برای این سردخانه فراهم کنیم. منوچهری ادامه داد: در حوزه بازاریابی درک مساعد به ما می‌گوید خدمات تا چه میزان ارزش بالایی بر خدمات رقبا ایجاد کرده تا بتواند مشتریان بیشتری را به خود جذب کند. بازاریابی فاصله تصمیم تا خرید را کوتاه می‌کند. یعنی زمانی که شما تصمیم می‌گیرید کالایی را بخرید بازاریابی باعث شده که آن کالا را انتخاب و خرید کنید. به عبارت دیگر، تقویت نام تجاری است که آن لحظه باعث خرید می‌شود و چانه‌زنی نشان(برند) را افزایش می‌دهد و رقابت‌پذیری نشان(برند) در مقایسه با نشان(برند) دیگر را تقویت می‌کند. به گفته او بازاریابی به معنی ایجاد امکاناتی است که اقدامات رقابتی ما را در مقایسه با رقیب افزایش می‌دهد و جایگاه کالا و نشان(برند)‌ را ارتقا می‌دهد. ارزش‌افزوده ماهیت بازاریابی است که به ترویج، حفظ جایگاه و کاهش مرحله تصمیم تا خرید می‌پردازد. او ادامه داد: در بازارسازی روی نیاز و تقاضای پنهان مانور می‌دهیم و درنهایت رضایت مشتری فعلی را تثبیت می‌کنیم و به دنبال بازخورد هستیم؛ جذب مشتریانی که پیش از این جزو بازار بوده‌اند اما به دلایلی ریزش کرده‌اند به این ترتیب به دنبال این هستیم تا آنها را دوباره جذب کنیم. به اعتقاد این کارشناس بازار، بازارسازی به دنبال مشتریان رقبا و نشان‌سازی(برندینگ) است اما بازاریابی حفظ مشتری فعلی و برگرداندن مشتری قبلی که در سیستم بوده‌اند را دنبال می‌کند، اما نکته مهم این است که بازاریابی چندین ماموریت دارد که بازارسازی بخشی از آن است. در نهایت اینکه برای موفقیت هرچه بیشتر در بازار باید با استفاده از دو روش بازاریابی و بازارسازی در راستای افزایش سهم و نگهداری بازار قدم برداشت چرا که هردو مورد، به طور پی در پی منجر به افزایش فروش و نتایج مثبت برای فعالان اقتصادی بازار چه برای حضور در داخل و چه برای ورود به بازارهای جهانی، خواهد شد.